دفتر ۵ · 17 beyts
بخش ۱۶۴ - صفت کردن مرد غماز و نمودن صورت کنیزک مصور در کاغذ و عاشق شدن خلیفهٔ مصر بر آن صورت و فرستادن خلیفه امیری را با سپاه گران بدر موصل و قتل و ویرانی بسیار کردن بهر این غرض
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:3825 مر خلیفهٔ مصر را غماز گفت که شه موصل به حوری گشت جفت
- M5:3826 یک کنیزک دارد او اندر کنار که به عالم نیست مانندش نگار
- M5:3827 در بیان ناید که حسنش بیحدست نقش او اینست که اندر کاغذست
- M5:3828 نقش در کاغذ چو دید آن کیقباد خیره گشت و جام از دستش فتاد
- M5:3829 پهلوانی را فرستاد آن زمان سوی موصل با سپاه بس گران
- M5:3830 که اگر ندهد به تو آن ماه را برکن از بن آن در و درگاه را
- M5:3831 ور دهد ترکش کن و مه را بیار تا کشم من بر زمین مه در کنار
- M5:3832 پهلوان شد سوی موصل با حشم با هزاران رستم و طبل و علم
- M5:3833 چون ملخها بیعدد بر گرد کشت قاصد اهلاک اهل شهر گشت
- M5:3834 هر نواحی منجنیقی از نبرد همچو کوه قاف او بر کار کرد
- M5:3835 زخم تیر و سنگهای منجنیق تیغها در گرد چون برق از بریق
- M5:3836 هفتهای کرد این چنین خونریز گرم برج سنگین سست شد چون موم نرم
- M5:3837 شاه موصل دید پیگار مهول پس فرستاد از درون پیشش رسول
- M5:3838 که چه میخواهی ز خون مؤمنان کشته میگردند زین حرب گران
- M5:3839 گر مرادت ملک شهر موصلست بیچنین خونریز اینت حاصلست
- M5:3840 من روم بیرون شهر اینک در آ تا نگیرد خون مظلومان ترا
- M5:3841 ور مرادت مال و زر و گوهرست این ز ملک شهر خود آسانترست
❋