دفتر ۵ · 22 beyts
بخش ۱۷۴ - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلطافکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:4048 ای ایاز اکنون نگویی کین گهر چند میارزد بدین تاب و هنر
- M5:4049 گفت افزون زانچ تانم گفت من گفت اکنون زود خردش در شکن
- M5:4050 سنگها در آستین بودش شتاب خرد کردش پیش او بود آن صواب
- M5:4051 ز اتفاق طالع با دولتش دست داد آن لحظه نادر حکمتش
- M5:4052 یا به خواب این دیده بود آن پر صفا کرده بود اندر بغل دو سنگ را
- M5:4053 همچو یوسف که درون قعر چاه کشف شد پایان کارش از اله
- M5:4054 هر که را فتح و ظفر پیغام داد پیش او یک شد مراد و بیمراد
- M5:4055 هر که پایندان وی شد وصل یار او چه ترسد از شکست و کارزار
- M5:4056 چون یقین گشتش که خواهد کرد مات فوت اسپ و پیل هستش ترهات
- M5:4057 گر برد اسپش هر آنک اسپجوست اسپ رو گو نه که پیش آهنگ اوست
- M5:4058 مرد را با اسپ کی خویشی بود عشق اسپش از پی پیشی بود
- M5:4059 بهر صورتها مکش چندین زحیر بیصداع صورتی معنی بگیر
- M5:4060 هست زاهد را غم پایان کار تا چه باشد حال او روز شمار
- M5:4061 عارفان ز آغاز گشته هوشمند از غم و احوال آخر فارغاند
- M5:4062 بود عارف را همین خوف و رجا سابقهدانیش خورد آن هر دو را
- M5:4063 دید کو سابق زراعت کرد ماش او همیداند چه خواهد بود چاش
- M5:4064 عارفست و باز رست از خوف و بیم های هو را کرد تیغ حق دو نیم
- M5:4065 بود او را بیم و اومید از خدا خوف فانی شد عیان گشت آن رجا
- M5:4066 چون شکست او گوهر خاص آن زمان زان امیران خاست صد بانگ و فغان
- M5:4067 کین چه بیباکیست والله کافرست هر که این پر نور گوهر را شکست
- M5:4068 وآن جماعت جمله از جهل و عما دَر شکسته دُرِّ امر شاه را
- M5:4069 قیمتی گوهر نتیجهٔ مهر و ود بر چنان خاطر چرا پوشیده شد
❋