دفتر ۵ · 24 beyts
بخش ۳۳ - بیان آنک هنرها و زیرکیها و مال دنیا همچون پرهای طاوس عدو جانست
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:647 پس هنر آمد هلاکت خام را کز پی دانه نبیند دام را
- M5:648 اختیار آن را نکو باشد که او مالک خود باشد اندر اتقوا
- M5:649 چون نباشد حفظ و تقوی زینهار دور کن آلت، بینداز اختیار
- M5:650 جلوهگاه و اختیارم آن پَرست بر کنم پر را که در قصد سرست
- M5:651 نیست انگارد پر خود را صبور تا پَرَش در نفکند در شر و شور
- M5:652 پس زیانش نیست پر گو بر مکن گر رسد تیری به پیش آرد مجن
- M5:653 لیک بر من پر زیبا دشمنیست چونک از جلوهگری صبریم نیست
- M5:654 گر بدی صبر و حفاظم راهبر بر فزودی ز اختیارم کر و فر
- M5:655 همچو طفلم یا چو مست اندر فتن نیست لایق تیغ اندر دست من
- M5:656 گر مرا عقلی بدی و منزجر تیغ اندر دست من بودی ظفر
- M5:657 عقل باید نورده چون آفتاب تا زند تیغی که نبود جز صواب
- M5:658 چون ندارم عقل تابان و صلاح پس چرا در چاه نندازم سلاح؟
- M5:659 در چه اندازم کنون تیغ و مجن کاین سلاح خصم من خواهد شدن
- M5:660 چون ندارم زور و یاری و سند تیغم او بستاند و بر من زند
- M5:661 رغم این نفس وقیحهخوی را که نپوشد رو، خراشم روی را
- M5:662 تا شود کم این جمال و این کمال چون نمانَد رو، کم افتم در وبال
- M5:663 چون بدین نیّت خراشم، بزه نیست که به زخم این روی را پوشیدنیست
- M5:664 گر دلم خوی ستیری داشتی روی خوبم جز صفا نفراشتی
- M5:665 چون ندیدم زور و فرهنگ و صلاح خصم دیدم، زود بشکستم سلاح
- M5:666 تا نگردد تیغ من او را کمال تا نگردد خنجرم بر من وبال
- M5:667 میگریزم تا رگم جنبان بود کی فرار از خویشتن آسان بود؟
- M5:668 آنک از غیری بود او را فرار چون ازو ببرید، گیرد او قرار
- M5:669 من که خصمم هم منم اندر گریز تا ابد کار من آمد خیزخیز
- M5:670 نه به هندست آمن و نه در ختن آنک خصم اوست سایهٔ خویشتن
❋