دفتر ۵ · 12 beyts
بخش ۳۹ - قصهٔ محبوس شدن آن آهوبچه در آخر خران و طعنهٔ آن خران ببر آن غریب گاه به جنگ و گاه به تسخر و مبتلی گشتن او به کاه خشک کی غذای او نیست و این صفت بندهٔ خاص خداست میان اهل دنیا و اهل هوا و شهوت کی الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء صدق رسول الله
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:832 آهوی را کرد صیادی شکار اندر آخر کردش آن بیزینهار
- M5:833 آخری را پر ز گاوان و خران حبس آهو کرد چون استمگران
- M5:834 آهو از وحشت به هر سو میگریخت او به پیش آن خران شب کاه ریخت
- M5:835 از مجاعت و اشتها هر گاو و خر کاه را میخورد خوشتر از شکر
- M5:836 گاه آهو میرمید از سو به سو گه ز دود و گرد که میتافت رو
- M5:837 هرکرا با ضد خود بگذاشتند آن عقوبت را چو مرگ انگاشتند
- M5:838 تا سلیمان گفت که آن هدهد اگر هجر را عذری نگوید معتبر
- M5:839 بکشمش یا خود دهم او را عذاب یک عذاب سخت بیرون از حساب
- M5:840 هان کدامست آن عذاب این معتمد در قفس بودن به غیر جنس خود
- M5:841 زین بدن اندر عذابی ای بشر مرغ روحت بسته با جنسی دگر
- M5:842 روح بازست و طبایع زاغها دارد از زاغان و چغدان داغها
- M5:843 او بمانده در میانشان زارزار همچو بوبکری به شهر سبزوار
❋