دفتر ۵  ·  21 beyts

بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیه‌السلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M5:96 مصطفی صبح آمد و در را گشاد صبح آن گمراه را او راه داد
  2. M5:97 در گشاد و گشت پنهان مصطفی تا نگردد شرمسار آن مبتلا
  3. M5:98 تا برون آید رود گستاخ او تا نبیند درگشا را پشت و رو
  4. M5:99 یا نهان شد در پس چیزی و یا از ویش پوشید دامان خدا
  5. M5:100 صبغة الله گاه پوشیده کند پردهٔ بی‌چون بر آن ناظر تَنَد
  6. M5:101 تا نبیند خصم را پهلوی خویش قدرت یزدان از آن بیشست بیش
  7. M5:102 مصطفی می‌دید احوال شبش لیک مانع بود فرمان ربش
  8. M5:103 تا که پیش از خبط بگشاید رهی تا نیفتد زان فضیحت در چهی
  9. M5:104 لیک حکمت بود و امر آسمان تا ببیند خویشتن را او چنان
  10. M5:105 بس عداوتها که آن یاری بود بس خرابیها که معماری بود
  11. M5:106 جامه خوابِ پر حدث را یک فضول قاصدا آورد در پیش رسول
  12. M5:107 که چُنین کرده‌ست مهمانت ببین خنده‌ای زد رحمةً للعالمین
  13. M5:108 که بیار آن مِطهَره اینجا به پیش تا بشویم جمله را با دست خویش
  14. M5:109 هر کسی می‌جست کز بهر خدا جان ما و جسم ما قربان ترا
  15. M5:110 ما بشوییم این حدث را تو بِهِل کار دستست این نَمَط نه کار دل
  16. M5:111 ای لَعَمرُک مر ترا حق عمر خواند پس خلیفه کرد و بر کرسی نشاند
  17. M5:112 ما برای خدمت تو می‌زییم چون تو خدمت می‌کنی پس ما چه‌ایم
  18. M5:113 گفت آن دانم و لیک این ساعتیست که درین شستن به خویشم حکمتیست
  19. M5:114 منتظر بودند کاین قول نبیست تا پدید آید که این اسرار چیست
  20. M5:115 او به جد می‌شست آن احداث را خاص ز امر حق نه تقلید و ریا
  21. M5:116 که دلش می‌گفت کین را تو بشو که درین جا هست حکمت تو بتو

↓ download .txt ↓ JSON