دفتر ۵  ·  30 beyts

بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکانِ شاه‌زاده از نصوح

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M5:2285 بعد از آن خوفی هلاک جان بده مژده‌ها آمد که اینک گم شده
  2. M5:2286 بانگ آمد ناگهان که رفت بیم یافت شد گم‌گشته آن دُر یتیم
  3. M5:2287 یافت شد واندر فرح در بافتیم مژدگانی ده که گوهر یافتیم
  4. M5:2288 از غریو و نعره و دستک زدن پر شده حمام «قد زال الحزن»
  5. M5:2289 آن نصوح رفته باز آمد به خویش دید چشمش تابشِ صد روز بیش
  6. M5:2290 می حلالی خواست از وی هر کسی بوسه می‌دادند بر دستش بسی
  7. M5:2291 بد گمان بردیم و کن ما را حلال گوشت تو خوردیم اندر قیل و قال
  8. M5:2292 زانک ظن جمله بر وی بیش بود زانک در قربت ز جمله پیش بود
  9. M5:2293 خاص دلاکش بد و محرم نصوح بلک هم‌چون دو تنی یک گشته روح
  10. M5:2294 گوهر ار برده‌ست او برده‌ست و بس زو ملازم‌تر به خاتون نیست کس
  11. M5:2295 اول او را خواست جستن در نبرد بهر حرمت داشتش تاخیر کرد
  12. M5:2296 تا بود کان را بیندازد به جا اندرین مهلت رهاند خویش را
  13. M5:2297 این حلالی‌ها ازو می‌خواستند وز برای عذر برمی‌خاستند
  14. M5:2298 گفت بُد فضل خدای دادگر ورنه زآنچم گفته‌شد هستم بتر
  15. M5:2299 چه حلالی خواست می‌باید ز من؟ که منم مجرم‌ترِ اهلِ زمن
  16. M5:2300 آنچ گفتندم ز بد از صد یکیست بر من این کشفست ار کس را شکیست
  17. M5:2301 کس چه می‌داند ز من جز اندکی؟ از هزاران جرم و بد فعلم یکی
  18. M5:2302 من همی‌دانم و آن ستار من جرمها و زشتیِ کردار من
  19. M5:2303 اول ابلیسی مرا استاد بود بعد از آن ابلیس پیشم باد بود
  20. M5:2304 حق بدید آن جمله را نادیده کرد تا نگردم در فضیحت روی‌زرد
  21. M5:2305 باز رحمت پوستین دوزیم کرد توبهٔ شیرین چو جان روزیم کرد
  22. M5:2306 هرچه کردم جمله ناکرده گرفت طاعت ناکرده آورده گرفت
  23. M5:2307 هم‌چو سرو و سوسنم آزاد کرد هم‌چو بخت و دولتم دلشاد کرد
  24. M5:2308 نام من در نامهٔ پاکان نوشت دوزخی بودم ببخشیدم بهشت
  25. M5:2309 آه کردم چون رسن شد آه من گشت آویزان رسن در چاه من
  26. M5:2310 آن رسن بگرفتم و بیرون شدم شاد و زفت و فربه و گلگون شدم
  27. M5:2311 در بن چاهی همی‌بودم زبون در همه عالم نمی‌گنجم کنون
  28. M5:2312 آفرین‌ها بر تو بادا ای خدا ناگهان کردی مرا از غم جدا
  29. M5:2313 گر سر هر موی من یابد زبان شکرهای تو نیاید در بیان
  30. M5:2314 می‌زنم نعره درین روضه و عیون خلق را «یا لیت قومی یعلمون»

↓ download .txt ↓ JSON