دفتر ۵ · 13 beyts
بخش ۹۳ - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بیبیخ هر روز زردتر و خشکتر نعوذ بالله
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M5:2324 گازری بود و مر او را یک خری پشت ریش اشکم تهی و لاغری
- M5:2325 در میان سنگلاخ بیگیاه روز تا شب بینوا و بیپناه
- M5:2326 بهر خوردن جز که آب آنجا نبود روز و شب بد خر در آن کور و کبود
- M5:2327 آن حوالی نیستان و بیشه بود شیر بود آنجا که صیدش پیشه بود
- M5:2328 شیر را با پیل نر جنگ اوفتاد خسته شد آن شیر و ماند از اصطیاد
- M5:2329 مدتی وا ماند زان ضعف از شکار بینوا ماندند دد از چاشتخوار
- M5:2330 زانک باقیخوار شیر ایشان بدند شیر چون رنجور شد تنگ آمدند
- M5:2331 شیر یک روباه را فرمود رو مر خری را بهر من صیاد شو
- M5:2332 گر خری یابی به گرد مرغزار رو فسونش خوان فریبانش بیار
- M5:2333 چون بیابم قوتی از گوشت خر پس بگیرم بعد از آن صیدی دگر
- M5:2334 اندکی من میخورم باقی شما من سبب باشم شما را در نوا
- M5:2335 یا خری یا گاو بهر من بجوی زان فسونهایی که میدانی بگوی
- M5:2336 از فسون و از سخنهای خوشش از سرش بیرون کن و اینجا کشش
❋