دفتر ۶ · 22 beyts
بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:3890 آن بزرگین گفت ای اخوان خیر ما نه نر بودیم اندر نصح غیر
- M6:3891 از حشم هر که به ما کردی گله از بلا و فقر و خوف و زلزله
- M6:3892 ما همیگفتیم کم نال از حرج صبر کن کالصبر مفتاح الفرج
- M6:3893 این کلید صبر را اکنون چه شد ای عجب منسوخ شد قانون چه شد
- M6:3894 ما نمیگفتیم که اندر کش مکش اندر آتش همچو زر خندید خوش
- M6:3895 مر سپه را وقت تنگاتنگ جنگ گفته ما که هین مگردانید رنگ
- M6:3896 آن زمان که بود اسپان را وطا جمله سرهای بریده زیر پا
- M6:3897 ما سپاه خویش را هی هی کنان که به پیش آیید قاهر چون سنان
- M6:3898 جمله عالم را نشان داده به صبر زانک صبر آمد چراغ و نور صدر
- M6:3899 نوبت ما شد چه خیرهسر شدیم چون زنان زشت در چادر شدیم
- M6:3900 ای دلی که جمله را کردی تو گرم گرم کن خود را و از خود دار شرم
- M6:3901 ای زبان که جمله را ناصح بدی نوبت تو گشت از چه تن زدی
- M6:3902 ای خرد کو پند شکرخای تو دور تست این دم چه شد هیهای تو
- M6:3903 ای ز دلها برده صد تشویش را نوبت تو شد بجنبان ریش را
- M6:3904 از غری ریش ار کنون دزدیدهای پیش ازین بر ریش خود خندیدهای
- M6:3905 وقت پند دیگرانی های های در غم خود چون زنانی وای وای
- M6:3906 چون به درد دیگران درمان بدی درد مهمان تو آمد تن زدی
- M6:3907 بانگ بر لشکر زدن بد ساز تو بانگ بر زن چه گرفت آواز تو
- M6:3908 آنچ پنجه سال بافیدی به هوش زان نسیج خود بغلتانی بپوش
- M6:3909 از نوایت گوش یاران بود خوش دست بیرون آر و گوش خود بکش
- M6:3910 سر بدی پیوسته خود را دم مکن پا و دست و ریش و سبلت گم مکن
- M6:3911 بازی آن تست بر روی بساط خویش را در طبع آر و در نشاط
❋