دفتر ۶ · 14 beyts
بخش ۱۴۰ - مثل
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:4898 آنچنان که گفت مادر بچه را گر خیالی آیدت در شب فرا
- M6:4899 یا بگورستان و جای سهمگین تو خیالی بینی اسود پر ز کین
- M6:4900 دل قوی دار و بکن حمله برو او بگرداند ز تو در حال رو
- M6:4901 گفت کودک آن خیال دیووش گر بدو این گفته باشد مادرش
- M6:4902 حمله آرم افتد اندر گردنم ز امر مادر پس من آنگه چون کنم
- M6:4903 تو همیآموزیم که چست ایست آن خیال زشت را هم مادریست
- M6:4904 دیو و مردم را ملقن آن یکیست غالب از وی گردد ار خصم اندکیست
- M6:4905 تا کدامین سوی باشد آن یواش اللهالله رو تو هم زان سوی باش
- M6:4906 گفت اگر از مکر ناید در کلام حیله را دانسته باشد آن همام
- M6:4907 سر او را چون شناسی راست گو گفت من خامش نشینم پیش او
- M6:4908 صبر را سلم کنم سوی درج تا بر آیم صبر مفتاح الفرج
- M6:4909 ور بجوشد در حضورش از دلم منطقی بیرون ازین شادی و غم
- M6:4910 من بدانم کو فرستاد آن بمن از ضمیر چون سهیل اندر یمن
- M6:4911 در دل من آن سخن زان میمنهست زانک از دل جانب دل روزنهست
❋