دفتر ۶  ·  17 beyts

بخش ۲۰ - امتحان کردن مصطفی علیه‌السلام عایشه را رضی الله عنها کی چه پنهان می‌شوی پنهان مشو که اعمی ترا نمی‌بیند تا پدید آید کی عایشه رضی الله عنها از ضمیر مصطفی علیه السلام واقف هست یا خود مقلد گفت ظاهرست

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M6:686 گفت پیغامبر برای امتحان او نمی‌بیند ترا کم شو نهان
  2. M6:687 کرد اشارت عایشه با دستها او نبیند من همی‌بینم ورا
  3. M6:688 غیرت عقل است بر خوبی روح پر ز تشبیهات و تمثیل این نصوح
  4. M6:689 با چنین پنهانی‌یی کاین روح راست عقل بر وی این چنین رشکین چراست
  5. M6:690 از که پنهان می‌کنی ای رشک‌خو آنکه پوشیده‌ست نورش روی او
  6. M6:691 می‌رود بی‌روی‌پوش این آفتاب فرط نور اوست رویش را نقاب
  7. M6:692 از که پنهان می‌کنی ای رشک‌ور که آفتاب از وی نمی‌بیند اثر
  8. M6:693 رشک از آن افزون‌ترست اندر تنم کز خودش خواهم که هم پنهان کنم
  9. M6:694 ز آتشِ رشکِ گران‌آهنگ، من با دو چشم و گوشِ خود در جنگ، من
  10. M6:695 چون چنین رشکیستت ای جان و دل پس دهان بر بند و گفتن را بهل
  11. M6:696 ترسم ار خامش کنم آن آفتاب از سوی دیگر بدراند حجاب
  12. M6:697 در خموشی گفت ما اظهر شود که ز منع آن میل افزون‌تر شود
  13. M6:698 گر بغرد بحر غره‌ش کف شود جوش احببت بان اعرف شود
  14. M6:699 حرف گفتن بستن آن روزنست عین اظهار سخن پوشیدنست
  15. M6:700 بلبلانه نعره زن در روی گل تا کنی مشغولشان از بوی گل
  16. M6:701 تا به قل مشغول گردد گوششان سوی روی گل نپرد هوششان
  17. M6:702 پیش این خورشید کو بس روشنیست در حقیقت هر دلیلی ره‌زنیست

↓ download .txt ↓ JSON