دفتر ۶ · 5 beyts
بخش ۳۹ - داستان آن درویش کی آن گیلانی را دعا کرد کی خدا ترا به سلامت به خان و مان باز رساناد
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:1236 گفت یک روزی به خواجهٔ گیلیی نان پرستی نر گدا زنبیلیی
- M6:1237 چون ستد زو نان بگفت ای مستعان خوش به خان و مان خود بازش رسان
- M6:1238 گفت خان ار آنست که من دیدهام حق ترا آنجا رساند ای دژم
- M6:1239 هر محدث را خسان باذل کنند حرفش ار عالی بود نازل کنند
- M6:1240 زانک قدر مستمع آید نبا بر قد خواجه برد درزی قبا
❋