دفتر ۶ · 28 beyts
بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:1292 آن یکی رنجور شد سوی طبیب گفت نبضم را فرو بین ای لبیب
- M6:1293 که ز نبض آگه شوی بر حال دل که رگ دستست با دل متصل
- M6:1294 چونک دل غیبست خواهی زو مثال زو بجو که با دلستش اتصال
- M6:1295 باد پنهانست از چشم ای امین در غبار و جنبش برگش ببین
- M6:1296 کز یمینست او وزان یا از شمال جنبش برگت بگوید وصف حال
- M6:1297 مستی دل را نمیدانی که کو وصف او از نرگس مخمور جو
- M6:1298 چون ز ذات حق بعیدی وصف ذات باز دانی از رسول و معجزات
- M6:1299 معجزاتی و کراماتی خفی بر زند بر دل ز پیران صفی
- M6:1300 که درونشان صد قیامت نقد هست کمترین آنک شود همسایه مست
- M6:1301 پس جلیس الله گشت آن نیکبخت کو به پهلوی سعیدی برد رخت
- M6:1302 معجزه کان بر جمادی زد اثر یا عصا با بحر یا شقالقمر
- M6:1303 گر ترا بر جان زند بیواسطه متصل گردد به پنهان رابطه
- M6:1304 بر جمادات آن اثرها عاریهست از پی روح خوش متواریهست
- M6:1305 تا از آن جامد اثر گیرد ضمیر حبذا نان بیهیولای خمیر
- M6:1306 حبذا خوان مسیحی بیکمی حبذا بیباغ میوهٔ مریمی
- M6:1307 بر زند از جان کامل معجزات بر ضمیر جان طالب چون حیات
- M6:1308 معجزه بحرست و ناقص مرغ خاک مرغ آبی در وی آمن از هلاک
- M6:1309 عجزبخش جان هر نامحرمی لیک قدرتبخش جان همدمی
- M6:1310 چون نیابی این سعادت در ضمیر پس ز ظاهر هر دم استدلال گیر
- M6:1311 که اثرها بر مشاعر ظاهرست وین اثرها از مؤثر مخبرست
- M6:1312 هست پنهان معنی هر داروی همچو سحر و صنعت هر جادوی
- M6:1313 چون نظر در فعل و آثارش کنی گرچه پنهانست اظهارش کنی
- M6:1314 قوتی کان اندرونش مضمرست چون به فعل آید عیان و مظهرست
- M6:1315 چون به آثار این همه پیدا شدت چون نشد پیدا ز تاثیر ایزدت
- M6:1316 نه سببها و اثرها مغز و پوست چون بجویی جملگی آثار اوست
- M6:1317 دوست گیری چیزها را از اثر پس چرا ز آثاربخشی بیخبر
- M6:1318 از خیالی دوست گیری خلق را چون نگیری شاه غرب و شرق را
- M6:1319 این سخن پایان ندارد ای قباد حرص ما را اندرین پایان مباد
❋