دفتر ۶ · 32 beyts
بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:1612 گفت قاضی صوفیا خیره مشو یک مثالی در بیان این شنو
- M6:1613 همچنانک بیقراری عاشقان حاصل آمد از قرار دلستان
- M6:1614 او چو که در ناز ثابت آمده عاشقان چون برگها لرزان شده
- M6:1615 خندهٔ او گریهها انگیخته آب رویش آب روها ریخته
- M6:1616 این همه چون و چگونه چون زبد بر سر دریای بیچون میتپد
- M6:1617 ضد و ندش نیست در ذات و عمل زان بپوشیدند هستیها حلل
- M6:1618 ضد ضد را بود و هستی کی دهد بلک ازو بگریزد و بیرون جهد
- M6:1619 ند چه بود مثل مثل نیک و بد مثل مثل خویشتن را کی کند
- M6:1620 چونک دو مثل آمدند ای متقی این چه اولیتر از آن در خالقی
- M6:1621 بر شمار برگ بستان ند و ضد چون کفی بر بحر بیضدست و ند
- M6:1622 بیچگونه بین تو برد و مات بحر چون چگونه گنجد اندر ذات بحر
- M6:1623 کمترین لعبت او جان تست این چگونه و چون جان کی شد درست
- M6:1624 پس چنان بحری که در هر قطر آن از بدن ناشیتر آمد عقل و جان
- M6:1625 کی بگنجد در مضیق چند و چون عقل کل آنجاست از لا یعلمون
- M6:1626 عقل گوید مر جسد را که ای جماد بوی بردی هیچ از آن بحر معاد
- M6:1627 جسم گوید من یقین سایهٔ توم یاری از سایه که جوید جان عم
- M6:1628 عقل گوید کین نه آن حیرت سراست که سزا گستاختر از ناسزاست
- M6:1629 اندرینجا آفتاب انوری خدمت ذره کند چون چاکری
- M6:1630 شیر این سو پیش آهو سر نهد باز اینجا نزد تیهو پر نهد
- M6:1631 این ترا باور نیاید مصطفی چون ز مسکینان همیجوید دعا
- M6:1632 گر بگویی از پی تعلیم بود عین تجهیل از چه رو تفهیم بود
- M6:1633 بلک میداند که گنج شاهوار در خرابیها نهد آن شهریار
- M6:1634 بدگمانی نعل معکوس ویست گرچه هر جزویش جاسوس ویست
- M6:1635 بل حقیقت در حقیقت غرقه شد زین سبب هفتاد بل صد فرقه شد
- M6:1636 با تو قلماشیت خواهم گفت هان صوفیا خوش پهن بگشا گوش جان
- M6:1637 مر ترا هم زخم که آید ز آسمان منتظر میباش خلعت بعد آن
- M6:1638 کو نه آن شاهست کت سیلی زند پس نبخشد تاج و تخت مستند
- M6:1639 جمله دنیا را پر پشه بها سیلیی را رشوت بیمنتها
- M6:1640 گردنت زین طوق زرین جهان چست در دزد و ز حق سیلی ستان
- M6:1641 آن قفاها که انبیا برداشتند زان بلا سرهای خود افراشتند
- M6:1642 لیک حاضر باش در خود ای فتی تا به خانه او بیابد مر ترا
- M6:1643 ورنه خلعت را برد او باز پس که نیابیدم به خانهش هیچ کس
❋