دفتر ۶ · 9 beyts
بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنج
با این بخش گفتوگو کن — ask the Masnavi about this section
پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →- M6:1938 اندر آن رقعه نبشته بود این که برون شهر گنجی دان دفین
- M6:1939 آن فلان قبه که در وی مشهدست پشت او در شهر و در در فدفدست
- M6:1940 پشت با وی کن تو رو در قبله آر وانگهان از قوس تیری بر گذار
- M6:1941 چون فکندی تیر از قوس ای سعاد بر کن آن موضع که تیرت اوفتاد
- M6:1942 پس کمان سخت آورد آن فتی تیر پرانید در صحن فضا
- M6:1943 زو تبر آورد و بیل او شاد شاد کند آن موضع که تیرش اوفتاد
- M6:1944 کند شد هم او و هم بیل و تبر خود ندید از گنج پنهانی اثر
- M6:1945 همچنین هر روز تیر انداختی لیک جای گنج را نشناختی
- M6:1946 چونک این را پیشه کرد او بر دوام فجفجی در شهر افتاد و عوام
❋