دفتر ۶  ·  18 beyts

بخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M6:3104 آن غریب ممتحن از بیم وام در ره آمد سوی آن دارالسلام
  2. M6:3105 شد سوی تبریز و کوی گلستان خفته اومیدش فراز گل ستان
  3. M6:3106 زد ز دارالملک تبریز سنی بر امیدش روشنی بر روشنی
  4. M6:3107 جانش خندان شد از آن روضهٔ رجال از نسیم یوسف و مصر وصال
  5. M6:3108 گفت یا حادی انخ لی ناقتی جاء اسعادی و طارت فاقتی
  6. M6:3109 ابرکی یا ناقتی طاب الامور ان تبریزا مناخات الصدور
  7. M6:3110 اسرحی یا ناقتی حول الریاض ان تبریزا لنا نعم المفاض
  8. M6:3111 ساربانا بار بگشا ز اشتران شهر تبریزست و کوی گلستان
  9. M6:3112 فر فردوسیست این پالیز را شعشعهٔ عرشیست این تبریز را
  10. M6:3113 هر زمانی نور روح‌انگیز جان از فراز عرش بر تبریزیان
  11. M6:3114 چون وثاق محتسب جست آن غریب خلق گفتندش که بگذشت آن حبیب
  12. M6:3115 او پریر از دار دنیا نقل کرد مرد و زن از واقعهٔ او روی‌زرد
  13. M6:3116 رفت آن طاوس عرشی سوی عرش چون رسید از هاتفانش بوی عرش
  14. M6:3117 سایه‌اش گرچه پناه خلق بود در نوردید آفتابش زود زود
  15. M6:3118 راند او کشتی ازین ساحل پریر گشته بود آن خواجه زین غم‌خانه سیر
  16. M6:3119 نعره‌ای زد مرد و بیهوش اوفتاد گوییا او نیز در پی جان بداد
  17. M6:3120 پس گلاب و آب بر رویش زدند همرهان بر حالتش گریان شدند
  18. M6:3121 تا به شب بی‌خویش بود و بعد از آن نیم مرده بازگشت از غیب جان

↓ download .txt ↓ JSON