Läs› Daftar 1› Adam (frid vare med honom) tillskriver sig själv synden ”Herre, vi har syndat” och Iblis tillskriver sin synd Gud den Allsmäktige ”eftersom Du har förlett mig”› Vers 1507
M1:1507 — بحث عقلی گر دُر و مرجان بود / آن دگر باشد که بحث جان بود
M1:1507
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
مولانا میگوید حتی اگر بحثهای عقلی و فلسفی بسیار ارزشمند باشند، هرگز به پایۀ معرفت و تجربۀ درونی و روحی نمیرسند، چرا که این دو از دو جنس متفاوتاند.
در این بخش، مولانا در حال بحث دربارۀ یکی از پیچیدهترین مسائل کلامی، یعنی جبر و اختیار است. او برای روشن کردن تفاوت میان عملی که از روی اختیار انجام میدهیم و حرکتی که بیاراده از ما سر میزند (مانند لرزش دست بیمار)، مثالی میآورد. اما بلافاصله در بیت قبل (۱۵۰۶) تأکید میکند که این نوع استدلالها، «بحث عقل» هستند؛ یعنی تلاشی ذهنی و منطقی برای فهم موضوع.
این بیت (۱۵۰۷) آن نکته را به یک اصل کلی تبدیل میکند. مولانا ارزش بحث عقلی را انکار نمیکند و آن را به «دُر و مرجان» تشبیه میکند که چیزهایی گرانبها و زیبا هستند. با این حال، او فوراً خطی قاطع میان این نوع معرفت و «بحث جان» میکشد. «بحث جان» دیگر استدلال و تحلیل منطقی نیست، بلکه تجربۀ مستقیم، شهود، و درک بیواسطهای است که از اعماق روح برمیآید. این همان معرفتی است که آدم ابوالبشر به آن رسید و مسئولیت عمل خود را پذیرفت، در حالی که ابلیس در دام استدلال عقلی و جدل باقی ماند و گناه خود را به گردن خدا انداخت.
به عبارت دیگر، عقل میتواند راه را تا حدی روشن کند، اما برای درک حقایق عمیق معنوی، باید از ساحت عقل فراتر رفت و به قلمرو «جان» وارد شد. معرفت حقیقی، حاصل اتحاد و تجربۀ درونی است، نه صرفاً نتیجهگیریهای منطقی. ابیات بعدی نیز همین تفاوت را بیشتر میشکافند و نشان میدهند که بادهٔ جان، مستی و قوامی دیگر دارد.
- دُر
- مروارید
- مرجان
- موجودی دریایی که از آن در جواهرسازی استفاده میشود؛ کنایه از چیزهای قیمتی و زیبا
- بحث جان
- شناخت و معرفت شهودی و درونی که از طریق روح حاصل میشود، نه از راه استدلال عقلی.
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.