Läs› Daftar 1› Återstoden av berättelsen om musikern och hur befälhavaren över de troende, Umar (må Gud vara nöjd med honom), vidarebefordrade det som rösten hade meddelat honom› Vers 2169
M1:2169 — بانگ آمد مر عُمَر را کای عُمَر / بندهٔ ما را ز حاجت باز خر
M1:2169
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
صدایی غیبی به خلیفه، عمر، دستور میدهد که بندهٔ خاص خداوند (مطرب توبهکار) را پیدا کند و او را از فقر و تنگدستی نجات دهد.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان مطرب پیر است. پس از آنکه مطرب از سر ناامیدی و فقر، چنگ خود را تنها برای خدا در گورستان مینوازد و به خواب میرود، خداوند مستقیماً وارد عمل میشود. این مداخله از طریق یک ندای غیبی یا «هاتف» در خوابِ خلیفه، عمر، صورت میگیرد.
پیام الهی روشن و مستقیم است: «بندهٔ ما را ز حاجت باز خر». این عبارت نشاندهندهٔ جایگاه ویژهای است که آن مطربِ به ظاهر گناهکار نزد خداوند دارد. خداوند او را «بندهٔ ما» میخواند و نجات او از فقر را وظیفهای بر دوش خلیفه میگذارد. فعل «باز خر» (آزاد کن، بخر) بسیار پرمعناست؛ گویی فقر و نیاز، نوعی اسارت و بندگی است و خداوند از خلیفه میخواهد با پرداخت بهای آن از بیتالمال، این بندهٔ خاص را از این اسارت برهاند.
این بیت بر یکی از مضامین اصلی مثنوی تأکید میکند: ارزش حقیقی انسانها در پیشگاه خداوند به ظاهر و شغل دنیوی آنها نیست، بلکه به صدق و اخلاص درونی آنهاست. توجه مستقیم خداوند به یک مطرب، که در نگاه شریعتمداران خشک، جایگاه پایینی داشت، نشان میدهد که درهای رحمت الهی به روی همه باز است و گاهی یک نالهٔ صادقانه، عرش را به لرزه درمیآورد.
- بانگ
- صدا، آواز بلند، ندا
- مر ... را
- حرف اضافهای به معنی «به» یا «برای» در فارسی قدیم
- حاجت
- نیاز، احتیاج، فقر، تنگدستی
- باز خر
- آزاد کن، از بند رها کن، بخر و آزاد کن
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.