Läs› Daftar 1› Återstoden av berättelsen om musikern och hur befälhavaren över de troende, Umar (må Gud vara nöjd med honom), vidarebefordrade det som rösten hade meddelat honom› Vers 2177
M1:2177 — گفت: این نَبْوَد! دگر باره دوید / مانده گشت و غیرِ آن پیر او ندید
M1:2177
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
عمر با ناباوری، پیرمرد چنگنواز را به عنوان بندهٔ خاص خدا رد کرد و دوباره به جستجو پرداخت، اما هرچه گشت، جز او کسی را در گورستان نیافت.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان را به تصویر میکشد: رویارویی پیشداوری با حقیقت معنوی.
عمر، خلیفهٔ مقتدر، با شنیدن ندای غیبی به گورستان آمده تا «بندهای خاص و محترم» را بیابد. انتظار او، دیدن عارفی برجسته یا زاهدی باوقار است. اما تنها کسی که میبیند، یک پیرمرد چنگنواز است؛ هنرمندی که در آن دوران، نمایندهٔ بطالت و لهو و لعب شمرده میشد و از نظر اجتماعی جایگاه پایینی داشت. ذهن عمر بلافاصله او را رد میکند: «این نَبْوَد!» (این نمیتواند او باشد!). این واکنش، نشاندهندهٔ حجابِ تصورات و معیارهای ظاهری است. او نمیتواند بپذیرد که ولیِّ خدا در چنین لباسی ظاهر شود.
تلاش دوبارهٔ او و «دویدن» در گورستان، نمادی از تقلا برای یافتن واقعیتی است که با انتظاراتش سازگار باشد. اما این تلاش بیهوده است و تنها به خستگی (مانده گشتن) میانجامد. مولانا نشان میدهد که حقیقت الهی به قضاوتهای ما محدود نمیشود و گاهی درست در جایی یافت میشود که انتظارش را نداریم. این بیت، مقدمهای است برای شکستن بتهای ذهنی عمر و درک این نکتهٔ عمیق عرفانی که «در ظلمت، دلِ روشن بسی است» و نباید به ظاهر افراد قضاوت کرد.
- نَبْوَد
- نیست، نمیباشد (شکل کهن فعل بودن)
- دگر باره
- دوباره، بار دیگر
- مانده گشت
- خسته شد، درمانده شد
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.