Läs Daftar 1 Hur läkarna misslyckades med att bota slavflickan, hur kungen vände sig till den Gudomliga tronen och drömde om en helig man Vers 76

M1:76 — گفت معشوقم تو بودستی نه آن / لیک کار از کار خیزد در جهان

گفت معشوقم تو بودستی نه آنلیک کار از کار خیزد در جهان
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M1:76

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پادشاه گفت: «معشوق اصلی‌ام تو بودی، نه آن یکی. / اما در این جهان، هر کاری به کار دیگری می‌انجامد (و از آن نتیجه‌ای نو برمی‌خیزد).» معنا: این بیت نشان می‌دهد که گاهی اوقات، یک مسیر به ظاهر معین ما را به مقصودی کاملاً متفاوت و متعالی‌تر می‌رساند که در ابتدا قابل پیش‌بینی نبود؛ زیرا اتفاقات جهان به شکلی پیچیده و درهم‌تنیده به هم راه دارند.

شرح

این بیت، به باور من، یکی از مهم‌ترین حکمت‌های نهفته در داستان پادشاه و کنیزک، و بلکه در تمام مثنوی است. مولانا در اینجا نکته‌ای فلسفی و عرفانی را برملا می‌کند: «کار از کار خیزد در جهان». این جمله به ما می‌آموزد که هرگز نباید به ظواهر امور بسنده کرد؛ زیرا حوادث این عالم، رشته‌ای دراز و درهم‌تنیده‌اند که آغاز و انجامشان همیشه بر عقل ظاهر‌بین آشکار نیست. چه بسا چیزی در ابتدا نیکو بنماید و در باطن شر باشد، و بالعکس، چه بسا حادثه‌ای ناگوار به نظر آید، اما در نهایت خیری عظیم از آن برخیزد. قرآن کریم نیز با ظرافت به این حقیقت اشاره می‌کند: «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم». این نگاه، دید انسان را وسیع‌تر می‌کند و به او امکان می‌دهد که در ورای رویدادها، معنای عمیق‌تری را کشف کند. مولانا بارها این حقیقت را در مثنوی تکرار می‌کند. ما ابتدا به طلب چیزی می‌رویم و در میانه راه، مقصودی کاملاً متفاوت و واقعی‌تر را می‌یابیم. در حقیقت، آن رویداد اولیه، نردبانی بوده برای رسیدن به این مقصود غایی. مانند اعرابی که دلو خود را به چاه افکند تا آب برکشد، اما یوسف را از چاه بیرون آورد. یا کسی که برای خرید نان به نانوایی رفت، اما با دیدن زیبایی نانوا، نان از خاطرش رخت بربست و جان خود را فدای او کرد. اینجا پادشاه که در پی درمان کنیزک بود، طبیب الهی را می‌یابد و می‌گوید: «معشوقم تو بودستی نه آن». یعنی اصلِ طلب، رسیدن به طبیب حقیقی بود، نه فقط درمان کنیزک. آن طلب اولیه، کمندی بود برای افکندن به گردن سالک، تا او را به سوی مقصد واقعی سوق دهد. این دیدگاه، اساس سفر معنوی و معرفت نفس است که در مثنوی محوریت دارد. سفر جان، همواره با گشایش‌های غیرمنتظره و کشف حقیقت‌های پنهان همراه است. این کار از کار خاستن، نشانه‌ای از حضور دائمی و فعال حضرت حق در هر لحظه و هر اتفاق عالم است، که حتی در بریدگی و جدایی نیز، وعده وصال را نهفته دارد و سرانجام به خویشتن‌شناسی و اتصال به اصل می‌انجامد.

نکات کلیدی

  • هرگز به ظواهر امور بسنده نکنید؛ زیرا حوادث جهان رشته‌های درهم‌تنیده‌ای دارند که نتایجشان پنهان است.
  • آنچه در ابتدا بد می‌نماید، ممکن است در باطن خیر باشد، و بالعکس؛ دید خود را برای کشف معانی پنهان گسترش دهید.
  • اغلب، مسیر به ظاهر معین، ما را به مقصودی کاملاً متفاوت و متعالی‌تر از آنچه در ابتدا می‌پنداشتیم، رهنمون می‌شود.
  • هر طلب و کوششی در این دنیا، حتی اگر به ظاهر برای امری خرد باشد، می‌تواند نردبانی برای رسیدن به مقصودهای عالی و معنوی شود.
  • این بیت تأکیدی است بر حضور فعال و دائمی حقیقت الهی در بستر تمام اتفاقات عالم.

Sources: d1-s14 · 30:23:00 d1-s14 · 32:14:00 d1-s13 · 01:10:57

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.