Läs› Daftar 2› Inledning› Vers 109
M2:109 — تا یکی مو باشد از تو پیش چشم / در خیالت گوهری باشد چو یشم
M2:109
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
تا وقتی کوچکترین اثری از خودبینی و «منیت» در وجود انسان باقی باشد، او قادر به تشخیص حقیقت از خیال و ارزش واقعی از ارزش ظاهری نخواهد بود.
این بیت یک اصل کلیدی در عرفان مولوی را بیان میکند: حجاب اصلی در راه شناخت حقیقت، خودِ انسان یا «نَفس» اوست. مولوی در ابیات قبل، چشم خود را که با «سرمهٔ الهی» منور شده، «خانهٔ هستی» مینامد و چشم دیگران را «خانهٔ خیال». این بیت توضیح میدهد که چرا دیگران در خیال و توهم به سر میبرند.
استعارهٔ «یک تار مو» بسیار دقیق است. این تصویر نشان میدهد که حتی کوچکترین و ناچیزترین अंश از خودپرستی و منیت کافی است تا کل دید انسان را مختل کند. مویی که جلوی چشم قرار میگیرد، هرچند نازک است، اما چون به چشم بسیار نزدیک است، میتواند منظرهٔ بزرگی را بپوشاند. به همین ترتیب، وابستگی به «خود» مانع از درک درست واقعیت میشود.
نتیجهٔ این حجاب، خطای در ارزشگذاری است: فرد «یشم» را با «گوهر» اشتباه میگیرد. «یشم» سنگی نیمهقیمتی و کدر است، در حالی که «گوهر» (در اینجا به معنی مروارید یا الماس) نماد حقیقت ناب، شفاف و ارزشمند است. این خطای دید، صرفاً یک اشتباه بصری نیست، بلکه تمثیلی از گمراهیهای معنوی و فکری انسان است که امور فانی و بیارزش دنیا را به جای حقایق جاودان و معنوی مینشیند و به آنها دل میبندد.
- یشم
- سنگی نیمهقیمتی و زینتی، معمولاً به رنگ سبز؛ در اینجا نماد چیزی با ارزش اندک در مقایسه با گوهر است.
- گوهر
- مروارید، الماس، سنگ گرانبها؛ در اینجا نماد حقیقت و امور معنوی ارزشمند است.
- یکی مو
- یک تار مو؛ کنایه از کوچکترین و ناچیزترین مقدار.
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.