Läs› Daftar 2› Musa förnekar herdens innerliga bön› Vers 1729
M2:1729 — گند کفر تو جهان را گنده کرد / کفر تو دیبای دین را ژنده کرد
M2:1729
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
يقول موسى للراعي: إن كلماتك التي تنم عن جهل بالله قد لوثت العالم، وحولت جمال الدين وبهائه إلى ثوب بالٍ ممزق.
هذا البيت هو ذروة غضب موسى النبي عليه السلام من الراعي الجاهل. في هذه القصة، يمثل موسى صوت الشريعة الظاهرة والعقل المنطقي، الذي يرى في كلمات الراعي تجسيمًا وتشبيهًا لا يليق بجلال الله. من وجهة نظر موسى، فإن هذا النوع من "الكفر" ليس مجرد خطأ شخصي، بل هو كارثة كونية.
يستخدم الرومي صورتين قويتين للتعبير عن فداحة الأمر في نظر موسى: 1. الرائحة الكريهة (گند): يرى موسى أن هذا الكلام لا يلوث فم قائله فحسب، بل إن نتنه يملأ العالم كله. هذه استعارة لحجم الضرر الروحي الذي يمكن أن يحدثه الجهل بالتوحيد الصحيح. 2. الديباج الممزق (دیبای ژنده): الصورة الثانية تصف الدين بأنه "ديباج"، وهو نوع فاخر من الحرير المطرز، يرمز إلى جمال الدين وكماله ورفعته. وكلام الراعي، في نظر موسى، يمزق هذا الثوب النفيس ويحوله إلى خِرَق بالية. إنه لا يرى في كلام الراعي محبة ساذجة، بل يراه تشويهًا عنيفًا لحقيقة الدين وجوهره.
من المهم أن نتذكر أن هذا هو موقف موسى في هذه المرحلة من القصة. سيأتي لاحقًا عتاب إلهي لموسى نفسه، يكشف أن الله ينظر إلى قلب الراعي الصادق لا إلى ظاهر كلامه الجاهل. لكن في هذا البيت، يقدم لنا الرومي حجة الشريعة في أقوى صورها وأكثرها صرامة.
- گند
- الرائحة الكريهة، النَتَن. تستخدم هنا مجازًا للدلالة على الأثر البشع للكفر.
- گنده کرد
- جَعَلَهُ نتنًا، أنْتَنَ، لوّثه بالرائحة الكريهة.
- دیبا
- الديباج، وهو نوع من القماش الحريري الفاخر والمنقوش. يستخدم هنا كاستعارة لجمال الدين وكماله.
- ژنده
- رثّ، بالٍ، ممزق. صفة للثوب القديم المهترئ.
- ژنده کرد
- جعله رثًا، مزّقه، حوّله إلى خِرَق بالية.
موسی به چوپان میگوید که کلمات کفرآمیز و جاهلانهاش چنان زشت و زننده است که نه تنها به دین لطمه میزند، بلکه کل عالم را با بوی بد خود آلوده میکند.
این بیت بخشی از سخنان تند و خشمگینانهی حضرت موسی خطاب به چوپان است. چوپان از سر عشق و سادگی، خداوند را با صفات انسانی و مادی توصیف کرده بود (اینکه برایش کفش بدوزد، مویش را شانه کند و لباسش را بشوید). از دیدگاه موسی که پیامبر شریعت و تنزیه (پاک شمردن خداوند از صفات مخلوقات) است، این سخنان کفر محض و توهینی بزرگ به ذات الهی است.
مولانا در اینجا دو تصویر قدرتمند به کار میبرد: ۱. گند کفر: کفر صرفاً یک باور غلط نیست، بلکه مانند یک بوی تعفن است که فضا را آلوده میکند. موسی معتقد است که این کلمات خام، کل جهان هستی را که تجلی خداوند است، «گنده» و ناپاک کرده است. ۲. دیبای ژنده: دین به یک لباس فاخر و ابریشمی (دیبا) تشبیه شده که نماد زیبایی، عزت و ظرافت آن است. از نظر موسی، کفرگویی چوپان مانند این است که کسی این لباس گرانبها را با بیرحمی تکهتکه و مندرس (ژنده) کند.
در واقع، این بیت اوج نگاه ظاهری و شریعتمدار موسی را در ابتدای داستان نشان میدهد که تنها به صورت و قالب اعمال توجه دارد و هنوز به باطن و صدق نیت چوپان راه نبرده است. این نگاه در ادامه داستان توسط خداوند مورد عتاب قرار خواهد گرفت.
- گند
- بوی بد، تعفن، فساد
- گنده کرد
- متعفن کرد، فاسد کرد، به گند کشید
- دیبا
- نوعی پارچهی ابریشمی گرانبها و زربفت
- ژنده
- پاره، کهنه، مندرس
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.