Läs› Daftar 2› Lignelse› Vers 744
M2:744 — گفت آری پهلوی یاران بهست / لیک ای جان در اگر نتوان نشست
M2:744
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
مرد پاسخ داد که همراهی با دوستان ارزشمند است، اما نمیتوان در یک خانهی فرضی و مشروط به «اگر» و «شاید» سکونت کرد و به امیدهای واهی دل بست.
این بیت پاسخ مردی است که در جستجوی خانه است به دوستش که خانهای ویران را به او پیشنهاد میکند. دوستش میگوید: «اگر این خانه سقف داشت و اگر اتاقی دیگر در میانش بود، برای تو و خانوادهات جای خوبی میشد.» مرد با کنایهای ظریف پاسخ میدهد که هرچند همسایگی با دوستان خوب است، اما زندگی بر پایهی «اگر»ها و شرطهای تحققنیافته ممکن نیست. خانهای که فقط «اگر» سقفی داشت قابل سکونت بود، در واقع خانه نیست، بلکه یک خیال است.
مولانا بلافاصله پس از این حکایت کوتاه، آن را به یک اصل عرفانی و اخلاقی بزرگتر پیوند میزند. این «خانهی مشروط» نماد خوشیهای ظاهری و دروغین (تزویر) این دنیاست. بسیاری از چیزها در جهان، مانند دوستیها، مقامها یا ثروتها، به نظر دلپذیر میآیند اما در واقعیت، توخالی و غیرقابل اتکا هستند. انسانها به دنبال خوشبختی واقعی (طلای خالص) هستند، اما فریب خوشیهای بدلی و تقلبی (طلای قلب) را میخورند. همانطور که نمیتوان در خانهی «اگر»ها زندگی کرد، نمیتوان روح را با وعدههای پوچ و شادیهای ناپایدار آرام کرد. این بیت دعوتی است به واقعبینی و تمایز قائل شدن میان حقیقت استوار و خیال فریبنده.
- بهست
- بهتر است، خوب است
- لیک
- ولی، اما
- در اگر نتوان نشست
- در «اگر» نمیتوان زندگی یا سکونت کرد؛ کنایه از اینکه نمیتوان به امیدها و شرطهای خیالی و تحققنیافته تکیه کرد.
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.