Läs› Daftar 3› Berättelsen om de som åt elefantkalven av girighet och ignorerade den rådgivande› Vers 101
M3:101 — گوشِ سَر بَربَند از هَزْل و دروغ / تا ببینی شهرِ جانِ بافروغ
M3:101
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
این بیت میگوید که برای دیدن حقیقت و درک دنیای درونی، باید از شنیدن حرفهای بیهوده و دروغین با گوش ظاهری دست کشید.
مولانا در این بخش از مثنوی، پس از توصیف رقص عارفانه و شنیدن ندای حق با گوش دل، به مخاطبش توصیه میکند که برای رسیدن به این درک عمیقتر، باید گوشهای ظاهری (گوش سر) را از شنیدن سخنان بیهوده، شوخیهای بیمورد (هزل) و دروغ ببندد. این بستن گوش، به معنای نادیده گرفتن دنیا نیست، بلکه به معنای فیلتر کردن ورودیهای ذهنی است تا حواس از مسائل کماهمیت دنیوی منحرف نشود.
هدف از این کار، دیدن «شهر جان بافروغ» است. «شهر جان» کنایه از عالم درون، حقیقت وجودی انسان و مرتبهٔ والای روح است که با نور معرفت و الهی روشن شده است. این شهر، برخلاف دنیای مادی، با چشم سر و گوش سر قابل درک نیست، بلکه نیاز به بصیرت درونی و گوش دل دارد. مولانا میخواهد بگوید که اگر انسان از شنیدن صداهای مزاحم بیرونی خودداری کند، میتواند به سکوت درونی برسد و در آن سکوت، ندای حق و زیباییهای عالم معنا را بشنود و ببیند. این توصیه، راهی برای تمرکز بر خودشناسی و رسیدن به حقایق معنوی است که در داستان فیلبچه و حرص انسانها، به عنوان راهی برای رهایی از حرص و توجه به حقایق عمیقتر مطرح میشود.
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.