Läs› Daftar 3› Fortsättning på berättelsen om de som attackerade elefantkalven› Vers 125
M3:125 — میشمارد میدهد زر بیوقوف / تا که خالی گردد و آید خسوف
M3:125
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
عمر انسان مانند کیسهٔ زری است که زمان، بیوقفه آن را خرج میکند تا تمام شود و زندگی به پایان رسد.
مولانا در ابیات پیشین، عمر را به کیسهای پر از سکههای طلا (همیان زر) و گذر روز و شب را به شمارشگر و خرجکنندهی آن سکهها تشبیه کرده است. این بیت ادامهٔ همان تصویر است.
«زمان» یا «روزگار» همچون یک حسابدار بیتوجه، بیآنکه درنگ کند، مدام از سرمایهٔ عمر ما برمیدارد و آن را خرج میکند. این روند آنقدر ادامه مییابد تا سرانجام کیسهٔ عمر خالی شود. مولانا پایان یافتن این سرمایه را به «خسوف» یا ماهگرفتگی تشبیه میکند. همانطور که ماه درخشان ناگهان در تاریکی فرو میرود، نور زندگی نیز با به پایان رسیدن عمر، ناگهان خاموش میگردد.
پیام اصلی این بیت، هشداری است دربارهٔ غفلت از گذر سریع عمر. انسانها اغلب متوجه نیستند که هر لحظه که میگذرد، بخشی از گرانبهاترین داراییشان، یعنی فرصت زندگی، برای همیشه از دست میرود. این خرج شدن، بیوقفه و حتمی است و اگر برای آن جایگزینی معنوی فراهم نکنیم (چنان که در بیت بعدی میگوید)، حاصل آن چیزی جز تهیدستی و تاریکی نهایی نخواهد بود.
- بیوقوف
- بدون توقف، بیدرنگ، پیوسته
- خسوف
- ماهگرفتگی؛ در اینجا استعاره از پایان عمر و فرورفتن در تاریکی مرگ است
- گردد
- بشود، تبدیل شود
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.