Läs› Daftar 3› Återgång till berättelsen om Duqaqi› Vers 1953
M3:1953 — درمیان بحر اگر بنشستهام / طمع در آب سبو هم بستهام
M3:1953
شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar
شرح
جلسهٔ 09 — [00:17:53] راز داستان موسی و خضر از دیدگاه مولانا
و بعد دو تا مثال میاره به سبکی که همیشه داره برای اینکه این قصه رو فقط به ما توضیح بده که چگونه چنین چیزی میشه. یک مثالش اینه، میگه:
دومیش اینه که:
جلسهٔ 09 — [00:22:08] مولانا و تمثیلهای طمع در داستان موسی و خضر
دومین مثالی که میزنه که خوندم براتون، میگه:
من در دریام، دریا در اختیار منه، اما اگر ببینم یه کسی یه جای دیگه یه صبو آب داره، ایستادگی نمیتوانم بکنم و میخوام اون رو هم بقاپم و به آب دریا بیفزایم.
جلسهٔ 09 — [00:23:26] راز سیریناپذیری عارف در عشق
میگه کسی که غرق دریاست، دیگه برای او مهم نیست که زیر دریا بره، روی دریا بیاد، غرق بشه، غرقتر باشه. همه اینها برای او مطلوبه، همه اینها برای او مطبوعه. حتی اگر موسایی باشد که پیامبر اولوالعزم خدا باشه، اولاً معناش این نیست که همه چیز رو میدانه، همه اسرار برای او منکشف است. چنین وضعی وجود نداره، چنین اصلی ما نداریم. هر پیامبری باشه، بالاخره همه نقصانی دارند در معلوماتشون. خداوند در قرآن هم به پیامبر اسلام میگوید که یکی از دعاهای تو این باشه: «قل رب زدنی علما». خدایا علم مرا افزونتر کن. لذا هر کسی در هر مرتبه و مقامی که هست، همچنان محتاج است که بیشتر بداند و لذا عطش او سیریناپذیر است. و
به زبانِ تو — Ditt språk · AI
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.