Läs› Daftar 3› Beskrivningen av moskén som dödade älskare och den dödssökande likgiltige älskaren som blev gäst där› Vers 3923
M3:3923 — بس که اندر وی غریب عور رفت / صبحدم چون اختران در گور رفت
M3:3923
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
این بیت میگوید که مسافران غریب و بیکسِ بسیاری شب را در آن مسجد گذراندند و تا صبح همگی، مانند ستارگانی که در روشنایی روز محو میشوند، از دنیا رفتند.
این بیت، دلیل شهرت هولناک «مسجد عاشقکش» را بیان میکند. مولانا با تشبیهی زیبا، سرنوشت قربانیان را به سرنوشت ستارگان در سپیدهدم گره میزند. همانطور که ستارگان با طلوع خورشید از آسمان محو میشوند و گویی در گوری از نور پنهان میگردند، مسافران غریب و بیسرپناهی هم که شب را در این مسجد به صبح میرساندند، دیگر زنده دیده نمیشدند.
واژهی «عور» در اینجا فقط به معنای برهنگی تن نیست، بلکه بیشتر به معنای بیکسی، بیدفاعی و نداشتن حامی است. این غریبان، آسیبپذیرترین افراد بودند و مرگشان کمتر کسی را متوجه خود میکرد. این تصویر، فضای رازآلود و خطرناک مسجد را تشدید میکند و زمینه را برای ورود عاشقی آماده میسازد که برخلاف دیگران، آگاهانه به استقبال این خطر میرود.
- بس که
- از بس که، به قدری که، بسیار
- اندر وی
- در آن (مسجد)
- غریب
- مسافر، فرد دور از وطن و بیکس
- عور
- برهنه، بیچیز، بیکس و بیدفاع
- اختران
- ستارگان
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.