Läs› Daftar 4› Historien om falken och den gamla kvinnan› Vers 2631
M4:2631 — تو سزایی در همان رنج و بلا / نعمت و اقبال کی سازد ترا
M4:2631
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
پیرزن به باز میگوید که تو لیاقت این غذای خوب و آسایش را نداری و سزاوار همان سختی و گرسنگی هستی.
این بیت زبان حال پیرزن نادانی است که باز شکاری پادشاه به دستش افتاده است. او از روی جهل و محبت بیجا، ناخنها و منقار باز را که ابزار اصلی زندگی و شکارش است، کوتاه کرده و به جای گوشت، برایش آش توتماج پخته است. وقتی باز که طبیعتش با این غذا سازگار نیست از خوردن امتناع میکند، پیرزن خشمگین میشود و او را سرزنش میکند.
به عقیدهٔ پیرزن، این باز «ناشکر» و «مغرور» است. او نمیفهمد که بهترین «نعمت» برای باز، همان چیزی است که با طبیعتش سازگار باشد، نه چیزی که از نظر یک انسان معمولی خوب به نظر میرسد. این بیت در واقع اوج تقابل دو جهانبینی را نشان میدهد: جهان طبیعت اصیل و باشکوه باز در دربار پادشاه، و جهان تنگ و جاهلانهٔ پیرزن. مولانا از این داستان استفاده میکند تا نشان دهد که چگونه محبت از روی نادانی میتواند به مراتب ویرانگرتر از دشمنی آشکار باشد و چگونه ارواح بلند و النفوس العالیه وقتی در دست افراد پست و بیمقدار گرفتار میشوند، قدرشان دانسته نمیشود و به جای اکرام، تحقیر میگردند.
- سزایی
- سزاوار استی، لایق استی
- اقبال
- بخت خوب، خوشبختی، طالع نیک
- کی سازد ترا
- چه وقت با تو سازگار است؟، کِی به تو جور میآید؟ (به معنای: هرگز سازگار نیست)
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.