Läs› Daftar 5› Liknelsen mellan varje dags tankar som kommer till hjärtat och en ny gäst som anländer till huset i början av dagen, och gästfrihetens dygd, att vårda gästen och hur denne tvingar och är otrevlig mot husets ägare.› Vers 3700
M5:3700 — زهر آمد انتظار اندر چشش / دایما در مرگ باشی زان روش
M5:3700
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
این بیت میگوید که زندگی کردن در حالت انتظار برای آیندهای بهتر یا فکری دیگر، خود مانند زهر کشنده است و انسان را در یک مرگ تدریجی و دائمی قرار میدهد.
مولانا در این بخش از مثنوی، افکار و بهویژه افکار غمانگیز را به مهمانانی تشبیه میکند که به دل انسان وارد میشوند. او توصیه میکند که به جای بیاعتنایی به این «مهمان» و منتظر ماندن برای رفتن او و آمدنِ یک فکر یا حال بهتر، باید همین فکرِ حاضر را «اصل» و اساس قرار داد و با تمام وجود با آن روبرو شد.
این بیت، نتیجهٔ رویکرد مخالف را بیان میکند: اگر انسان فکرِ فعلی را فرعی و بیاهمیت بداند و چشم به راهِ «اصل» (یعنی یک حال خوب یا فکر شادیبخش) بماند، دچار «انتظار» میشود. مولانا این انتظار را به زهری تشبیه میکند که چشیدنش انسان را ذرهذره از بین میبرد. زندگی در حالت انتظار، زندگی نیست، بلکه یک «مرگ دائمی» است؛ نوعی جان کندنِ پیوسته که در آن فرد نه در لحظهٔ حال زندگی میکند و نه به آن آیندهٔ موهوم میرسد. پیام اصلی این است که پذیرش کامل لحظهٔ حال، حتی اگر دشوار باشد، راه رهایی از عذاب انتظار است.
- چشش
- چشیدن، مزه کردن
- زان روش
- از آن روش، با آن شیوه
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.