Läs› Daftar 5› Liknelsen mellan varje dags tankar som kommer till hjärtat och en ny gäst som anländer till huset i början av dagen, och gästfrihetens dygd, att vårda gästen och hur denne tvingar och är otrevlig mot husets ägare.› Vers 3701
M5:3701 — اصل دان آن را بگیرش در کنار / بازره دایم ز مرگ انتظار
M5:3701
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
فکر و حالی که در لحظه به تو روی میآورد را اصل بدان و با آغوش باز بپذیر تا از اضطراب و مرگِ ناشی از منتظر بودن برای چیزی دیگر در آینده، رهایی یابی.
در این بخش از مثنوی، مولانا افکار و احوال درونی را به مهمانانی تشبیه میکند که به خانهی دل ما وارد میشوند. او توصیه میکند که با هر «فکر مهمان»، هرچند ناخوشایند، با احترام و مهماننوازی برخورد کنیم، زیرا ممکن است حامل پیامی الهی باشد.
این بیت نتیجهگیری مستقیم ابیات پیشین است. مولانا میگوید اگر فکری را که اکنون به سراغت آمده، فرعی و بیاهمیت بدانی و همواره منتظر یک فکر یا حال «اصلی» و بهتر در آینده باشی، زندگیات به «انتظار» تبدیل میشود. این انتظار، خود نوعی زهر و مرگ تدریجی است، زیرا تو را از زندگی در لحظهی حال بازمیدارد و در حسرت و تعلیق دائمی نگه میدارد.
راه رهایی از این «مرگِ انتظار» این است که همان فکر یا حال کنونی را «اصل» بدانی و آن را کاملاً بپذیری و در آغوش بگیری. با پذیرش کامل «آنچه هست»، از رنجِ خواستنِ «آنچه نیست» آزاد میشوی. این پذیرش، کلید زندگی واقعی و رهایی از اضطراب آینده است.
- اصل دان
- اساسی و ریشهای بدان، اصل و حقیقت بشمار
- بگیرش در کنار
- آن را در آغوش بگیر، با جان و دل بپذیر
- بازره
- رها شو، نجات پیدا کن
- مرگ انتظار
- مرگ تدریجی و رنجی که از منتظر بودن ناشی میشود
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.