Läs Daftar 6 Profeten Mustafa (frid vare med honom) råder Siddiq (må Gud vara nöjd med honom) att när du köper Bilal, kommer de säkert att av trots öka priset, och de kommer att höja hans pris. Gör mig till din partner i denna förtjänst, var min agent och ta halva priset från mig. Vers 1015

M6:1015 — آنچ آن دم از لب صدیق جست / گر بگویم گم کنی تو پای و دست

آنچ آن دم از لب صدیق جستگر بگویم گم کنی تو پای و دست
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:1015

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنچه در آن لحظه از لبان صدیق جاری شد، / اگر بازگویم، تو دست و پای خود را گم خواهی کرد (از حیرت).معنا: مولانا می‌گوید سخنانی که ابوبکر صدیق در آن لحظه بر زبان آورد چنان عمیق و ورای فهم عادی بود که اگر فاش شوند، شنونده را دچار سرگشتگی و حیرت کامل خواهد کرد.

شرح

مولانا در اینجا، به دنبال روایت دلنشین قصهٔ بلال و ابوبکر صدیق، از داستان بیرون می‌جهد و اشاره به نکته‌ای بس سترگ می‌کند که سرتاسر مثنوی را در بر گرفته است: مسئلهٔ وحدت فاعلی. این بیت، نقطه‌ای کانونی است برای درک آن حقیقت که در منظومهٔ فکری مولانا، تنها یک فاعل حقیقی در عالم وجود دارد و آن خداوند است. مولانا با قاطعیت می‌گوید که آنچه در آن لحظه خاص از لبان ابوبکر جاری شد، در حقیقت نه سخن ابوبکر، که کلام خودِ خداوند بود.

این گزاره، سویهٔ دیگری از نظریهٔ وحدت را آشکار می‌کند: اینکه همهٔ عوامل و اسباب ظاهری در جهان، صرفاً «روپوش»هایی بر دستان خداوند هستند. ما، به خاطر ضعف بینش و ادراک جزئی‌مان، گمان می‌کنیم که این اسباب، خودشان فاعل حقیقی‌اند، در حالی که در پسِ این پرده‌ها، تنها دست قدرتمند حق است که عمل می‌کند. این همان نادیدنِ «فاعلیت بلاکیف» حق است؛ یعنی فاعلیتی که به هیچ «چگونگی»ای مقید نیست و ورای فهم حسی و عقلی ماست.

عبارت «گم کنی تو پای و دست» به معنای از دست دادن تعادل فکری و حسی، یا به عبارت دقیق‌تر، سرگشتگی و حیرت عمیق است. مولانا می‌گوید اگر من آن کلام حقیقی را، که کلام خدا بود و از زبان صدیق جاری شد، برای شما فاش کنم، از شدت هیبت و عظمت آن، نه پای ماندن در جای خود را خواهید داشت و نه دست عمل کردن به شیوهٔ پیشین را. این گم کردن دست و پا، نتیجهٔ مواجهه با حقیقت محض و فاعلیت مطلق الهی است که تمامی بنیادهای ذهنی ما را در هم می‌ریزد و ما را در برابر عظمت خویش، خلع سلاح می‌کند. این همان مرزی است که ادراک جزئی و تجربهٔ روزمره، در آن فرو می‌ریزد و حقیقت، خود را برهنه و بی‌واسطه می‌نمایاند.

نکات کلیدی

  • سخنان اولیای حق، تجلی کلام خداوند است؛ نه صرفاً گفتار بشری.
  • تنها فاعل حقیقی در هستی، خداوند است و اسباب ظاهری، روپوش‌هایی بر دستان قدرت او هستند.
  • فاعلیت خداوند «بلا کیف» است؛ یعنی ورای چگونگی‌ها و ادراک حسی و عقلی ما.
  • مواجهه با حقیقت محض و فاعلیت مطلق الهی، موجب حیرت و سرگشتگی کامل می‌شود و بنیان‌های ادراک عادی را در هم می‌ریزد.

Sources: d6-s22 · 00:05:10 d6-s22 · 00:06:25

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.