Läs Daftar 6 Återigen återgå till historien om sufin och qadin Vers 1513

M6:1513 — چون برای حق و روز آجله‌ست / گر خطایی شد دیت بر عاقله‌ست

چون برای حق و روز آجله‌ستگر خطایی شد دیت بر عاقله‌ست
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:1513

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون داوری قاضی برای حق و برای روز رستاخیز است، اگر از او خطایی سر زد، دیه آن بر عهدهٔ عاقلهٔ اوست. معنا: این بیت بیان می‌دارد که قاضی در مقام حق و عدل الهی قضاوت می‌کند؛ از این رو اگر در اجرای حکمی خطایی پیش آمد، مسئولیت جبران مالی (دیه) آن بر عهدهٔ خویشان پدری اوست، نه شخص قاضی.

شرح

این بیت در ادامهٔ توصیف قاضی عادل می‌آید؛ قاضی‌ای که ادب (تأدیب و تنبیه) را «از بهر مظلومی» می‌کشد و «نه برای ارز و خشم و دخل و خرج». یعنی قاضی باید از انگیزه‌های نفسانی تهی باشد و تنها و تنها در پی اجرای عدل برای حق و برای روز واپسین باشد. مولانا این مفهوم را به زیبایی با استعاره‌هایی نظیر آینه و ترازو همراه می‌کند: همان‌گونه که آینه بدون خودخواهی تصویر را نشان می‌دهد و ترازو بدون میل شخصی وزن می‌کند، قاضی نیز باید بی‌طرف و از خود تهی باشد. از این روست که می‌فرمایند: «چون برای حق و روز آجل است». یعنی کار قضا از فرط عظمت و ارتباطش با حقیقت غایی، فراتر از خطای فردی قاضی است و مسئولیت آن نیز باید به گونه‌ای دیگر تدبیر شود.

از همین جاست که مولانا به یکی از نکات ظریف فقهی اشاره می‌کند: «گر خطایی شد دیت بر عاقله‌ست». این عبارت یک اصطلاح فقهی است که ریشه در دوران قبیله‌نشینی عرب دارد و به فقه اسلامی نیز راه یافته است. «عاقله» به معنای خویشان پدری یا قبیلهٔ فرد است که در صورت ارتکاب قتل یا جرح خطایی (غیرعمدی) توسط شخص، دیه آن را بر عهده می‌گیرند. قاضی در اینجا به دلیل موقعیت خطیر و قدسی خود، اگر در اثنای اجرای حد یا تعزیر خطایی از او سر بزند (مثلاً کسی در اثر اجرای حکم، جان خود را از دست دهد)، ضامن نیست و دیه بر عهدهٔ عاقلهٔ اوست. این حکم نشان می‌دهد که فقه در دل یک فرهنگ و ساختار اجتماعی خاص رشد کرده و صورت‌بندی شده است.

نکته‌ای که باید بر آن تأکید کرد، توانایی بی‌بدیل مولانا در برگرفتن مفاهیم فقهی و حقوقی از بستر خود و پرداختن به سویه‌های والاتر و عرفانی آنهاست. او در دفتر سوم مثنوی نیز این اصطلاح را به کار می‌برد و آن را به گونه‌ای دیگر تأویل می‌کند: «گر خطا کردم، دیت بر عاقله است. عاقله جانم تو بودی از الست». در اینجا، عاقله نه صرفاً خویشان پدری، که «تو»یی است که جان عارف را از ازل پشتیبان بوده و هر خطایی در این مسیر، به نحوی به آن مبدأ متعالی بازمی‌گردد. این شیوهٔ مولانا، خود درس بزرگی است که چگونه می‌توان از زبان و اصطلاحات زمانه فراتر رفت و آنها را به خدمت معانی جاودان گرفت.

اما در دوران ما، تلاش برای توجیه این حکم فقهی با مفاهیم جدیدی چون «بیمه» که اصلاً در آن زمان وجود نداشت، امری سست‌بنیان و «بی‌تردید» نادرست است. بیمه عقدی است قراردادی و از سنخ دیگری است؛ در حالی که دیه بر عاقله، حکمی بود که بر بنیان روابط قبیله‌ای و حمایت متقابل خویشاوندان پدری استوار بود. نمی‌توان حکم کاملاً «معقول» در یک عالم قبیله‌ای را به نحو نامعقولی در عالم امروز جاری ساخت و با توجیهاتی از این دست، آن را موجه جلوه داد. این قبیل توجیهات، خود نشانه‌ای از نوعی اصرار بر حفظ فرم بی‌توجه به باطن و کارکرد اجتماعی است که باید مورد نقد جدی قرار گیرد.

نکات کلیدی

  • قضاوت، عملی قدسی است که برای حق و روز حساب انجام می‌شود و قاضی باید از هرگونه میل شخصی تهی باشد.
  • مفهوم «دیه بر عاقله» حکمی فقهی است که ریشه در ساختار قبیله‌ای جامعه دارد و مسئولیت خطای غیرعمد را بر خویشان پدری می‌نهد.
  • مولانا حتی اصطلاحات فقهی را به بستر عرفان می‌کشاند و «عاقله» را به مبدأ ازلی جان (معشوق) تأویل می‌کند.
  • انتقاد از توجیهات معاصر: نمی‌توان مفاهیم حقوقی منسوخ یک دوران را با استناد به نهادهای امروزی (مانند بیمه) به طور ناموجه زنده نگه داشت.
  • هر حکم اجتماعی باید در بستر تاریخی خود فهم شود؛ آنچه در عصر قبیله‌ای معقول بود، لزوماً در دوران مدرن کارایی ندارد.

Sources: d6-s32 · 43:24 d6-s32 · 50:57 d6-s32 · 54:48

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.