Läs Daftar 6 Förkastandet av de förlegade normer som hindrar smaken av tro och vittnar om sanningens svaghet, och är rövare för hundra tusen dårar, liksom de var rövare för eunucken med fåren, och han vågade inte passera. Och eunucken frågade herden: Dina får skadar mig konstigt nog? Herden svarade: O man, om det finns en manlig ådra i dig, så är alla dessa får ditt offer. Men om du är en eunuck, är var och en av dem en drake för dig. Det finns en annan eunuck som, när han ser fåren, omedelbart vänder om från vägen och inte vågar fråga, rädd för att om han frågar, kommer fåren att angripa honom och skada honom. Vers 202

M6:202 — من که باشم چرخ با صد کار و بار / زین کمین فریاد کرد از اختیار

من که باشم چرخ با صد کار و بارزین کمین فریاد کرد از اختیار
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:202

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: من که باشم که چرخ فلک با صدها کار و بار خود، از این کمینگاه اختیار فریاد برآورد. معنا: مولانا در این بیت بار سنگین اختیار و انتخاب را بیان می‌کند و می‌گوید که حتی کائنات با عظمت خود از پذیرش آن گریختند، در حالی که انسان آن را بر دوش کشید.

شرح

مولانا در این بیت به درگاه حق استغاثه می‌کند و از بار سنگین و مهیب اختیار می‌نالد. او می‌پرسد: «منِ حقیر که باشم؟» در قیاس با عظمت چرخ فلک و کائنات که خود با صدها کار و بار عظیم در جریانند. اما نکته اینجاست که همین «چرخ با صد کار و بار» نیز، یعنی تمامی هستی غیر از انسان، «زین کمین فریاد کرد از اختیار». به تعبیر مولانا، کائنات از پذیرش «امانت اختیار» که خداوند به آن‌ها عرضه کرد و در قرآن از آن یاد شده، سر باز زدند و تنها انسان بود که آن را پذیرفت.

مولانا اختیار را به «چاه ویل» تشبیه می‌کند؛ زیرا قابلیت سوءاستفاده و «سوء اختیار» در آن نهفته است. انسان با پذیرش اختیار، خود را در معرض لغزش‌ها و خطاها قرار داده است. اینجا مولانا از خداوند می‌خواهد که این اختیار را از او بستاند: «خدایا این اختیار را از من بستان.» این نکته‌ای بسیار تأمل‌برانگیز است و تفاوت دیدگاه مولانا را با برخی متفکران دیگر، نظیر اقبال لاهوری، آشکار می‌سازد. اقبال بر تقویت اختیار و انتخاب آزاد تأکید دارد، اما مولانا، از بیم لغزش و خطا، خواهان سلب آن است.

به تعبیر دیگر، مولانا در این مقام، تمایل دارد به فرشتگانی بدل شود که نیکی‌شان ذاتی است و نه از سر انتخاب آزاد. آنان نیک‌اند، اما مختار نیستند که بد باشند. این برای مولانا مطلوب است تا از «دو راه تردد» میان خیر و شر رها شود و به «جذب یک راهه صراط المستقیم» برسد. داشتن اختیار را «جان کندن» می‌نامد، چرا که پیوسته انسان را در رزم و مبارزه با نفس خویش نگه می‌دارد. این فریاد از اختیار، نه از روی جبرگرایی محض، بلکه از سر آگاهی عمیق به تبعات و دشواری‌های مسئولیت‌پذیری در انتخاب است.

نکات کلیدی

  • اختیار به مثابه امانت الهی که جز انسان از پذیرش آن سر باز زد.
  • بار سنگین اختیار که حتی کائنات با عظمت خود از آن می‌گریزند.
  • استغاثه مولانا برای سلب اختیار از ترس «سوء اختیار» و لغزش.
  • تفاوت دیدگاه مولانا با اقبال لاهوری؛ یکی خواهان سلب اختیار، دیگری تقویت آن.
  • ترجیح مولانا برای «جذب یک راهه صراط المستقیم» بر «دو راه تردد» انتخاب.

Sources: d6-s05 · 25:55:00 d6-s05 · 26:28:00

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.