Läs Daftar 6 Skattsökarens omvändelse till Gud den Upphöjde efter mycket sökande, vanmakt och nöd, sägande: ”O du som uppenbarar, uppenbara denna hemlighet” Vers 2312

M6:2312 — چشم‌بند خلق جز اسباب نیست / هر که لرزد بر سبب ز اصحاب نیست

چشم‌بند خلق جز اسباب نیستهر که لرزد بر سبب ز اصحاب نیست
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:2312

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن چه چشم مردم را می‌بندد و مانع بینایی‌شان می‌شود، چیزی جز دل بستن به اسباب ظاهری نیست. هر کس از وابستگی به علل مادی بلرزد و بترسد، از یاران و اصحاب حق نیست. معنا: این بیت به ما می‌آموزد که دلبستگی به علل ظاهری و نادیده گرفتن قدرت مطلق حق، بینایی معنوی انسان را زایل می‌کند؛ و آنکه به این اسباب ظاهری تکیه کند، از جمع واصلان و یاران راه حق به دور است.

شرح

این بیت از ابیات بسیار عمیق مثنوی است که در آن مولانا به نقد دیدگاه علیتی و اسباب‌محوری می‌پردازد؛ نقدی که هم به فیلسوفان و متکلمان وارد است و هم به عامه مردم. من بر این باورم که مولانا در این بیت صراحتاً به ما می‌گوید که آن «چشم‌بند خلق» که مانع از دیدن حقیقت می‌شود، چیزی جز همین «اسباب» نیست. وقتی انسان تنها به رشته‌های سببی عالم می‌نگرد و تصور می‌کند که همه‌چیز تابع این قوانین و علل ظاهری است، در حقیقت چشمانش بسته شده است. او قدرت دست غیب و تصرف خداوند را در هم شکستن این اسباب نادیده می‌گیرد. این دقیقاً همان چیزی است که قرآن کریم در نقد یهودیان می‌گوید: «قالت الیهود ید الله مغلوله». یهودیان پنداشتند که دست خدا بسته است؛ اما قرآن پاسخ می‌دهد: «غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان». دستان الهی گشاده است و قدرت او محدود به چهارچوب علیت نیست. مولانا اینجا بر همین مضمون قرآنی تأکید می‌کند. او فیلسوفان و معتزلیان را که به اصل علیت سخت معتقد بودند و دست خدا را در طبیعت بسته می‌پنداشتند، مخاطب قرار می‌دهد. این سخن به معنای برهم‌خوردن دائمی نظم جهان نیست، اما به این معناست که دست خداوند در تصرف عالم باز است. همان‌طور که روح ما در بدن ما تصرف می‌کند، بدون اینکه قوانین فیزیولوژی را به هم بزند، اما ما را به حرکت وامی‌دارد و گاه حتی بر سلامت ما اثر می‌گذارد، خداوند نیز چنین تصرفی در عالم دارد. پس، «هر که لرزد بر سبب، ز اصحاب نیست». «اصحاب» اینجا اشاره به یاران خاص حق و واصلان راه معرفت دارد. کسی که دلش به اسباب گره خورده و از فقدان یا ضعف آن اسباب به لرزه می‌افتد و می‌ترسد، هنوز به مقام تسلیم حقیقی و اعتماد کامل به خداوند نرسیده است. این لرزیدن بر سبب، نشانه‌ای از عدم اعتماد به قدرت مطلقه الهی است که در پس همه اسباب و علل قرار دارد. اصحاب حق کسانی هستند که فراتر از اسباب می‌نگرند و می‌دانند که جود و کرم الهی، نه بر اساس استحقاق ما، بلکه از روی فضل و بخشش بی‌کران اوست. این همان نکته‌ای است که بارها مولانا تکرار می‌کند: «در عدم ما مستحقان کی بدیم / که بر این جان و بر این دانش زدیم؟» ما قبل از آفرینش هیچ استحقاقی نداشتیم، پس همه آنچه به ما رسیده، محصول جود اوست نه عدل. کسی که این حقیقت را دریابد، هرگز بر سبب نمی‌لرزد، زیرا می‌داند که منشأ هر خیر و هر موهبتی، جود مطلق اوست و نه استحقاق محدود ما یا کارآمدی ناقص اسباب. حتی همین دعای ما نیز تعلیمی از جانب اوست که «این دعا تو امر کردی ز ابتدی / ورنه خاکی را چه زهره این بدی؟» وقتی دعا نیز تعلیم اوست، چگونه بر اسباب بلرزیم و از او نترسیم؟

نکات کلیدی

  • اعتماد مطلق به اسباب و علل ظاهری، مانع بینایی باطنی و معرفت حقیقی است.
  • مولانا با الهام از قرآن، دیدگاه محدودکننده «یدالله مغلوله» را نقد کرده و بر گشادگی دست قدرت الهی تأکید می‌کند.
  • تصرف خداوند در عالم، نظیر تصرف روح در بدن، بدون برهم‌زدن نظم طبیعی اما نافذ است.
  • «اصحاب» حق کسانی هستند که از ترسیدن بر اسباب مادی رها شده و به قدرت بی‌انتهای خداوند اعتماد دارند.
  • مبنای هستی و موهبت‌های الهی بر «جود» (بخشایش بی‌علت) است نه «عدل» (عدالت مبتنی بر استحقاق).
  • فهم این حقیقت که خداوند منشأ همه مواهب است، لرزه بر دل آدمی از فقدان اسباب را می‌زداید.

Sources: d6-s54 · 49:26:00 d6-s54 · 54:39:00

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.