Läs Daftar 6 Historien om de tre resenärerna – en muslim, en kristen och en jude – och hur de fann mat vid sitt nattläger. Den kristne och juden var mätta och sade: ”Vi äter detta imorgon.” Muslimen fastade och var hungrig, men var övervunnen. Vers 2403

M6:2403 — آن دو کس گفتند ما از خور پریم / امشبش بنهیم و فردایش خوریم

آن دو کس گفتند ما از خور پریمامشبش بنهیم و فردایش خوریم
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:2403

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن دو نفر گفتند: ما از خوردن سیر هستیم؛ بهتر است امشب آن را کنار بگذاریم و فردا بخوریم. معنا: این بیت آغاز داستان سه مسافر است و نشان می‌دهد که مسیحی و یهودی به دلیل سیری، پیشنهاد می‌دهند که حلوای یافته شده را برای فردا نگه دارند.

شرح

این بیت سرآغاز داستانی است از مثنوی که مولانا آن را از شمس تبریزی اخذ کرده است، اما با بسط و غنای خود به آن جانی تازه می‌بخشد. داستان سه مسافر – یک مسلمان، یک ترسا و یک جهود – نمونه‌ای درخشان از رویکرد مولانا به کثرت ادیان و تفاوت احوال سالکان است. اینجا، آن دو نفر، یعنی ترسا و جهود، سخن می‌گویند. آنها «از خور پر» هستند، به معنای سیر و بی‌نیاز از غذا. این سیری تنها جسمانی نیست، بلکه نمادی از احوال باطنی و روانی ایشان است. آنها پیشنهاد می‌کنند که حلوا، که اینجا نماد قوت و روزی معنوی است، برای «امشب بنهیم و فردایش خوریم»؛ یعنی مصرف آن را به آینده موکول کنند. در مقابل، مسافر مسلمان – که مولانا او را «صائم بود، روزه‌دار بود، گرسنه ماند از آنکه مغلوب بود» توصیف می‌کند – در حال دیگری است.

من همیشه بر این نکته تأکید کرده‌ام که در نگاه مولانا، احوال درونی و استعدادهای روحی افراد مسیر آنها را مشخص می‌کند. اینجا این دو نفر، به دلیل «پُری» و بی‌نیازی ظاهری، بر این عقیده‌اند که نیازی به مصرف فوری نیست. این می‌تواند اشاره‌ای باشد به حالتی از بی‌خبری از گرسنگی حقیقی، یا شاید دلالت بر خشنودی از وضع موجود و عدم فوریت در طلب معنوی. در مقابل، مؤمن یا مسلمان داستان، مظلوم و مغلوب است، اما همین «مغلوبیت» و گرسنگی اوست که زمینه را برای عنایت الهی و تصرفی خاص فراهم می‌آورد. این حکایت، مقدمه‌ای است برای نشان دادن تفاوت "ذوق" و "دردمندی" که مولانا در جاهای دیگر نیز به آن اشاره می‌کند: «خلق در بازار یکسان می‌روند / نیم در ذوق‌اند و نیمی دردمند.» ظواهر زندگی، افراد را در یک کاروان‌سرا گرد می‌آورد، اما باطن‌ها و انگیزه‌ها و «انگیزه»هایشان کاملاً متفاوت است. همانطور که گفته‌ام، «ای برادر تو همه اندیشه‌ای»، و این اندیشه یعنی همان انگیزه‌های درونی که مقصود نهایی ما را شکل می‌دهد.

نکات کلیدی

  • این بیت آغازگر داستان تمثیلی سه مسافر (مسلمان، ترسا، جهود) در مثنوی است.
  • بیانگر تفاوت احوال سالکان در طلب معنوی؛ برخی سیر و برخی گرسنه‌اند.
  • پیشنهاد به تأخیر انداختن رزق معنوی، نشانه‌ای از عدم فوریت در طلب است.
  • مقدمه‌ای بر کشف حقیقت تفاوت‌ها و اتحادهای باطنی انسان‌هاست.

Sources: d6-s56 · 17:33:00

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.