Läs Daftar 6 Berättelsen om den hinduiska slaven som i hemlighet hade känslor för sin herres dotter. När flickan trolovades med en son till en herre, fick slaven veta det, blev sjuk och tynade bort. Ingen läkare kunde hitta orsaken till hans sjukdom, och han vågade inte säga något. Vers 254

M6:254 — می‌رسیدش از سوی هر مهتر‌ی / بهر دختر دم به دم خوزه‌گر‌ی

می‌رسیدش از سوی هر مهتر‌یبهر دختر دم به دم خوزه‌گر‌ی
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:254

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از سوی هر مرد صاحب‌مقام و بزرگی، پیوسته خواستگاری برای دخترش می‌رسید. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه دختر ارباب، به دلیل زیبایی و جایگاهش، دائماً مورد توجه خواستگاران متعدد از سوی افراد صاحب نفوذ و مقام بود.

شرح

این بیت، از حکایت شنیدنی «غلام هندو» در دفتر ششم مثنوی، صحنه را برای یک چالش داوری و انتخاب مهیا می‌کند. اینجا مولانا مشغول روایت این است که دختری زیبا و نجیب، خواهان فراوان دارد. «خوزه‌گری» که مولانا به کار می‌برد، تعبیری شیرین و گویشی افغانی‌ست برای همان «خواستگاری» و «خواستگار». این کلمه، خود نشان از طبیعت زنده‌ و سیال زبان مولانا دارد که از هر لهجه‌ای، زیبایی را برمی‌گیرد و به سخن خود می‌نشاند. اما نکتهٔ اصلی در اینجاست که تعدد خواستگاران و جایگاه والای اجتماعی‌شان، تنها ظاهر ماجراست. خواجه‌ای که پدر این دختر است، به شیوه‌ای درخور حکمت مولانا، به این ظواهر وقعی نمی‌نهد. او در ادامهٔ داستان، معیارهایی را برمی‌شمرد که از جنس مال و ثروت، زیبایی زودگذر، نژاد و حسب، یا حتی هنرمندی صرف نیست. او می‌داند که «مال را نبود ثبات» و «حسن صورت هم ندارد اعتبار». حتی «پر هنر را نیز اگر باشد نفیس»، از ابلیس عبرت می‌گیرد که با همهٔ دانش و هنر، چون عشق به دین و بینش عمیق نداشت، «از آدم الا نقش طین» ندید. این بیت در واقع پیش‌درآمدی است برای نمایاندن نگاهی ژرف به جوهر انسانی، که فراتر از هرگونه کمال صوری و ظاهری است. مولانا در اینجا به ما می‌آموزد که فریب زرق و برق دنیا را نخوریم؛ خواه آن زرق و برق، جایگاه اجتماعی باشد، خواه زیبایی، یا حتی دانش بی‌عشق. این داستان، چون بسیاری از حکایات مثنوی، نه تنها سرگرم‌کننده است بلکه در پس خود، گوهری از حکمت ناب را پنهان کرده است: داوری حقیقی، از سطح به عمق، و از فرم به معنا می‌رود.

نکات کلیدی

  • ظاهر‌بینی حجاب حقیقت است: تعدد خواستگاران و جایگاه اجتماعی‌شان، تنها سطحی از ماجراست و نباید فریب ظاهر را خورد.
  • معیار ارزش درونی است: خواجه (پدر دختر) معیارهایی فراتر از مال، جمال، حسب و حتی هنر صرف دارد و به جوهر انسانی بها می‌دهد.
  • حکمت مولانا در دل داستان‌های ساده: این بیت، پیش‌درآمدی برای آموزه‌ای عمیق‌تر دربارهٔ داوری صحیح و گزینش بر اساس باطن است.
  • زبان مولانا زنده و پویاست: استفاده از «خوزه‌گری» به عنوان گویشی افغانی برای «خواستگاری» نشان از سیالیت و غنای زبان او دارد.

Sources: d6-s08 · 28:12

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.