Läs Daftar 6 Kungens av Tirmidh kungörelse att den som inom tre eller fyra dagar reser till Samarkand för ett visst ärende ska få kläder, en häst, en slav och en slavflicka samt en stor summa guld. En narr hör nyheten om denna kungörelse på landsbygden och kommer till kungen på en poststation, sägande: ”Jag kan i alla fall inte åka.” Vers 2622

M6:2622 — کان دعا شد با اجابت مقترن / کفو او نبود کبار انس و جن

کان دعا شد با اجابت مقترنکفو او نبود کبار انس و جن
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:2622

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن دعایی بود که با اجابت همراه شد؛ زیرا بزرگانِ انس و جن نیز همتای او نبودند. معنا: این بیت دربارهٔ فردی است که دعایش بی‌درنگ به اجابت می‌رسد. دلیل این اجابت، جایگاه والای اوست که هیچ یک از بزرگان آدمی یا پری را یارای همتایی با او نیست.

شرح

این بیت گواهی می‌دهد بر مقام والای «اَصلَح»، یعنی کامل‌ترین و شایسته‌ترین انسان‌ها. من این را در سخنرانی‌هایم بارها گفته‌ام که در میان «صالحان» (نیکوکاران)، همیشه کسی هست که به درجهٔ «اصلح» می‌رسد، یعنی نیکوکارترین و برترینِ آنان. این مقام، همتایی ندارد و مولانا قاطعانه می‌گوید که «کفو او نبود کبار انس و جن». نه از میان آدمیانِ بزرگ، و نه از میان جنیانِ بلندمرتبه، کسی را یارای برابری با او نیست.

ویژگی ممتاز چنین شخصی این است که دعایش «با اجابت مقترن» می‌شود؛ یعنی میان خواست او و خواست خداوند هیچ فاصله و حجابی وجود ندارد. گویی ارادهٔ او، عین ارادهٔ حق است. خواست او، خواست خداست، و خواست خدا، خواست او. این همان معنای عمیقی است که در احادیث قدسی نیز می‌یابیم که «بنده‌ای با نوافل به من نزدیک شود تا او را دوست بدارم، و چون دوستش بدارم، من چشم او می‌شوم که با آن می‌بیند و گوش او که با آن می‌شنود...» اینجاست که دیگر دعا، صرفاً خواسته‌ای از مخلوق نیست، بلکه تبلور ارادهٔ الهی است که از زبان بندهٔ کاملش جاری می‌شود. او به حدی با حق یگانه شده که هر آنچه طلب کند، بی‌هیچ درنگی پاسخ می‌گیرد.

به تعبیر من، اولیای الهی و انسان‌های کامل، «خدایان روی زمین» هستند؛ نه به معنای شرک‌آلود آن، بلکه به معنای تجلی‌گاه صفات و ارادهٔ خداوند. اگر خداوند می‌خواست در این جهان ظهور کند، در کالبد چنین انسان کاملی ظاهر می‌شد. از همین روست که مولانا فرموده است: «هر که خواهد همنشینی با خدا، گو نشیند در حضور اولیا». همنشینی با آنان، همنشینی با خداوند است، زیرا اراده و میل این بزرگان، از ارادهٔ الهی جدا نیست.

حالا چرا این مهم است؟ چون کفو نداشتن و بی‌همتا بودن اوست که دعایش را اجابت‌بخش می‌کند. این مقام «اصلح» مقامِ یگانگی با ارادهٔ حق است. پس اگر کسی با چنین بزرگی وارد نزاع و جدال شود، حتی اگر سخنان شیرین یا ترش (یعنی چه منطقی و چه ناخوشایند) بگوید، حجت او «داحض» (باطل و بی‌اساس) خواهد بود. این جایگاه، فراتر از استدلالات بشری است، چرا که از خاستگاهی الهی بهره می‌برد.

نکات کلیدی

  • «اَصلَح» کامل‌ترین انسان است که مقامش در میان انس و جن بی‌همتاست.
  • دعای «اصلح» بی‌درنگ اجابت می‌شود، زیرا ارادهٔ او عین ارادهٔ الهی است.
  • اولیا و انسان‌های کامل تجلی‌گاه ارادهٔ خداوند بر روی زمین هستند.
  • همنشینی با انسان‌های کامل، همنشینی با خداوند است.
  • مقام «اصلح» از چنان منزلتی برخوردار است که هرگونه جدال و ستیز با او بی‌نتیجه است.

Sources: d6-s60 · 38:43:00 d6-s60 · 41:32:00 d6-s60 · 42:58:00 d6-s60 · 43:50:00

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.