Läs› Daftar 6› Återgång till berättelsen om hur musen kallade på vattenödlan vid flodbanken och drog i trådens ände så att vattenödlan i vattnet fick veta om hans anrop› Vers 2939
M6:2939 — آن سرشتهٔ عشق رشته میکشد / بر امید وصل چغز با رشد
M6:2939
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
موش که سرشار از عشق و محبت بود، نخ دوستی را به امید وصال قورباغهٔ دانا به سوی خود میکشید.
این بیت بخشی از داستان موش و قورباغه است که با وجود تفاوتهای بنیادین (یکی خاکی و دیگری آبی)، با ریسمانی خود را به هم متصل کردهاند. در اینجا، مولانا موش را «سرشتهٔ عشق» میخواند، یعنی وجودی که با عشق آمیخته و سرشار از شور دوستی است. موش با امید و اشتیاق، ریسمان اتصال را به سوی خود میکشد، به این آرزو که به وصال دوستش، قورباغهای که او را «با رشد» (بالغ و خردمند) میپندارد، برسد.
این تصویر، شور و کوشش یکطرفهٔ عاشقی را نشان میدهد که از خطرات چنین ارتباط ناهمگونی بیخبر است. کشیدن ریسمان، نماد تلاش برای نزدیک شدن و حفظ ارتباط است، اما این تلاش در نهایت به فاجعه منجر میشود. مولانا با این داستان به این نکتهٔ مهم اشاره میکند که دوستی و اتحاد میان موجوداتی که از «عنصر» و جنس متفاوتی هستند (مانند روح و نفس، یا سالک و دنیا)، اگر بر اساس شناختی عمیق نباشد، میتواند خطرناک و نابودکننده باشد. امید موش برای وصال، در نهایت به نابودی هر دو میانجامد.
- سرشته
- آمیخته، عجین شده، مخلوط شده
- چغز
- قورباغه
- رشد
- بلوغ، کمال، راه یافتگی، هدایت
- وصل
- رسیدن، پیوستن، دیدار
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.