Läs Daftar 6 Jafars (må Gud vara nöjd med honom) ankomst för att ensam inta fästningen, och kungens av fästningen rådslag om hur han skulle bemöta honom, och ministerns ord till kungen att ”akta dig, ge upp och begå inte dumdristighet av okunnighet, ty denne man är från Gud och har stor samling av [Guds] kraft i sin själ,” och så vidare. Vers 3032

M6:3032 — گفت آخر نه یکی مردیست فرد / گفت منگر خوار در فردی مرد

گفت آخر نه یکی مردیست فردگفت منگر خوار در فردی مرد
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3032

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پادشاه گفت: «مگر او فقط یک مرد تنها نیست؟» / وزیر گفت: «در ظاهرِ فردی، با حقارت منگر.» معنا: این بیت تأکید می‌کند که قدرت و پایداری یک فرد، به‌ویژه آنکه از درون متصل به نیرویی بزرگ‌تر است، نباید بر اساس شمار ظاهری‌اش دست‌کم گرفته شود؛ زیرا جمعیت خاطر باطنی او از کثرت ظاهری دشمنان کارآمدتر است.

شرح

این بیت در میانهٔ داستانِ حملهٔ یک‌نفرهٔ جعفر (یا شاید جعفر طیار) به قلعه‌ای بزرگ روایت می‌شود؛ جایی که پادشاه، جمعیتِ انبوه دشمن را در مقابلِ یک فرد ناچیز می‌شمارد. اما وزیر خردمند، بینشی عمیق‌تر را ارائه می‌کند. او به پادشاه می‌گوید: «منگر خوار در فردی مرد»؛ یعنی این‌گونه ظاهرنگر نباش. ظاهر این مرد تنهاست، اما باطن او چنان مستحکم است که گویا «شرقی و غربی با وی است» و تمام اهل قلعه همچون جیوه (سیماب) در برابر او می‌لرزند.

من بارها گفته‌ام که مولانا به این «جمعیت خاطر» و «سخت‌رویی» اهمیت ویژه می‌دهد. این همان اطمینان و استوارروحی است که انبیا در مواجهه با کثرت مخالفان از خود نشان می‌دادند. یک پیامبر، به ظاهر یک نفر است، اما «یک‌سواره کوفت بر جیش شهان». این نه به معنای قدرت بدنی صرف، بلکه به معنای حضور قدرت خداوند در وجود اوست که به او شجاعتی می‌بخشد که لشکرهای پرشمار در برابرش پراکنده می‌شوند. همان‌طور که قصاب از «انبوهی گوسفندان» نمی‌هراسد، مردِ الهی نیز از کثرت دشمنان بیم ندارد.

این تنها بودنِ ظاهری، اما پرقدرت بودنِ باطنی، ریشه در توکل و اتصال به منبعی ابدی دارد. این افراد «سبک‌روح»اند؛ چنان از بند تعلقات دنیوی آزاد شده‌اند که آمادهٔ «پرواز» و جان‌بازی در راه آرمان‌هایشان هستند. مولانا حتی «فداییان» زمان خود را، نه به دلیل مرامشان، بلکه به دلیل همین سبک‌روحی و جان‌بازی‌شان تحسین می‌کند و می‌گوید: «مردمان را از فدایی حیرتی‌ست / هر یکی از ما فدایی سیرتی‌ست». یعنی تعجب نکنید؛ همهٔ ما به نوعی فدایی هستیم، اما آنها یک‌باره جان می‌دهند و ما خُرده‌خُرده.

پس، درسِ این بیت این است که اصالت با کمیت نیست، بلکه با کیفیت است؛ با آن حضور درونی و توکلِ برخاسته از جمعیت خاطر. یک فرد می‌تواند مظهر قدرتی باشد که از صدها و هزارها نفر بیشتر است، زیرا او دیگر تنها نیست، بلکه با نیرویی فراانسانی همراهی می‌شود.

نکات کلیدی

  • ظاهر فریباست: قدرت واقعی یک فرد در شمار او نیست، بلکه در پایداری و استواری درونی او نهفته است.
  • «جمعیت خاطر» (آرامش درونی) و «توکل» (اعتماد به مبدأ) منشأ شجاعت و جسارتی بی‌مانند است که از کثرت ظاهری فراتر می‌رود.
  • این بیت تأکید می‌کند که نیروهای معنوی و درونی می‌توانند بر کمیت‌های مادی غلبه کنند؛ یک فرد می‌تواند قدرتمندتر از یک سپاه باشد.
  • سبک‌روحی و رهایی از تعلقات، فرد را آمادهٔ جان‌فشانی و مواجهه با سختی‌ها می‌کند؛ این آمادگی برای پرواز، منبع قدرت است.

Sources: d6-s68 · 00:48:35 d6-s68 · 00:49:56 d6-s68 · 00:52:47

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.