Läs Daftar 6 Den främlingens kännedom om muhasibens död, hans ånger över att ha förlitat sig på skapelsen och att ha satt sitt hopp till skapelsens gåvor, hans erinran om Guds välsignelser och hans omvändelse till Gud från sin synd: ”... sedan de som är otrogna likställer andra med sin Herre.” Vers 3200

M6:3200 — تا اگر ابری بر آید چرخ‌پوش / اندرین روزن بود نورش به جوش

تا اگر ابری بر آید چرخ‌پوشاندرین روزن بود نورش به جوش
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3200

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس اگر ابری آسمان را بپوشاند و تیره کند، نور آن در این روزن (یا پنجره) همچنان با قوت و جوشش فروزان خواهد بود. معنا: این بیت بیان می‌کند که نور حقیقت که از طریق سالک واصل یا ولیّ الهی می‌تابد، آنقدر قدرتمند و ذاتی است که هیچ مانعی، حتی ابرهای چرخ‌پوش، نمی‌تواند آن را پنهان یا کم فروغ کند.

شرح

من همیشه تأکید کرده‌ام که در مثنوی مولانا، مرز میان بنده و معبود، سالک و حق، به غایت نازک می‌شود؛ تا بدانجا که گاه از میان برمی‌خیزد. این بیت گواه روشن این حقیقت است. مولانا می‌گوید اگر ابرهای چرخ‌پوش برآیند و آسمان را بپوشانند، نور آن حقایق که از این «روزن» می‌تابد، همچنان با جوشش و شدت باقی خواهد بود. کدام روزن؟ اینجاست که باید عمیق شویم. این «روزن» نه یک پنجرهٔ عادی، بلکه قلب و جانِ آن بندهٔ واصل است که در کورهٔ قرب الهی چنان گداخته و تغییر شکل داده که صفات حق را به خود گرفته است. درست همانند آهنی که در کورهٔ آتش سرخ می‌شود و خود آتش‌گونه می‌گردد: سوزان، داغ، روشن. می‌دانیم که در احادیث قدسی آمده که بنده به جایی می‌رسد که خداوند چشم و دست و زبان او می‌شود. این عین حقیقتی است که مولانا به زبانی دیگر بیان می‌کند. دیدن او، دیدن خالق شده است؛ سخن او، سخن حق است. این‌گونه بنده، خود به یک «روزن» مبدل می‌شود که نور حق از آن می‌تابد. نکتهٔ حیاتی در اینجاست که مولانا پیش از این بیت، تصریح می‌کند که این تابش از «راه و سوی معهود نی» است؛ یعنی نه از راه‌های معمولی، مادی، طبیعی و علمی که ما می‌شناسیم. این نور از منبعی غیرمادی و ناشناخته برای عقول عادی سرچشمه می‌گیرد و این دقیقاً دعوتی است به تغییر دیدگاه، به «شستن چشم‌ها و جور دیگر دیدن». همانطور که سقف آسمان از کاهگل نیست و چرخ گردون بی‌طناب قائم است، نور این روزن نیز وامدار خورشید و ستارهٔ فرقد نیست؛ خودِ آن بنده منور شده و نورخیز گشته است. پس، «نورش به جوش» بودن، کنایه از این است که این نور، ذاتی، پایدار و مستقل از شرایط بیرونی است. ابرهای چرخ‌پوش می‌توانند نمادی از حوادث عالم، فتنه‌ها، انکارها، یا حتی غفلت‌ها باشند. اما بر سالکی که به مقام وصول رسیده، این ابرها بی‌اثرند. نور حقیقت از وجود او با جوش و خروش ساطع می‌شود، چرا که وجود او عین «اتصالی بی‌تکیف، بی‌قیاس» با حق شده است. این مقام، فراتر از شکر و شکایت، و رها از تنگناهای زمان و مکان است. این نور، نه یک قرض عاریتی، بلکه تجلی‌ای از اصل بی‌صورت و بی‌کران هستی است که در وجودی باصورت به جوش آمده است.

نکات کلیدی

  • بندهٔ واصل، خود به «روزنی» برای تابش نور حقیقت تبدیل می‌شود.
  • نور حقیقت که از این «روزن» می‌تابد، ذاتی است و از منابع مادی و معهود سرچشمه نمی‌گیرد.
  • هیچ مانع بیرونی (ابرهای چرخ‌پوش) نمی‌تواند این نور ذاتی را بپوشاند یا کم‌فروغ کند.
  • این بینش، دعوتی است به فراتر رفتن از درک مادی و طبیعی و «جور دیگر دیدن» هستی.
  • این مقام، نتیجهٔ گداخته شدن در کورهٔ قرب الهی و اخذ صفات حق است.

Sources: d6-s72 · 00:17:05 d6-s72 · 00:19:59 d6-s72 · 00:30:10 d6-s72 · 00:32:00 d6-s72 · 00:34:05

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.