Läs Daftar 6 Mästarens ord i drömmen till mäklaren om vänens skulder som hade kommit, och hans anvisning av platsen där silvret var begravt, och hans meddelande till arvingarna att de absolut inte skulle betrakta det som mycket och inte ta tillbaka något av det, och även om han inte accepterade något av det eller accepterade endast en del, skulle de lämna det där så att vem som helst kunde ta det. ”Ty jag har avlagt löften till Gud att inte ett enda mynt av det silvret ska återvända till mig eller mina anhöriga,” och så vidare. Vers 3548

M6:3548 — ور ببندد در نباید آن زرش / تا بریزند آن عطا را بر درش

ور ببندد در نباید آن زرشتا بریزند آن عطا را بر درش
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3548

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و اگر [آن مهمان] در را ببندد و بگوید آن زر را نمی‌خواهم، [باید تمام] آن عطا را بر در خانه‌اش بریزند. معنا: این بیت نشان‌دهندهٔ بی‌قیدی مطلق بخشنده از عطایش است؛ تا بدانجا که حتی اگر گیرنده، مالِ بخشیده را نخواهد، بخشنده بر اصرار خود می‌ماند و مال را کاملاً از خود سلب می‌کند.

شرح

من معتقدم این بیت، اوج و غایتِ بیان مولانا از یک بخشندگیِ بی‌مانند است. در این داستانِ خواجهٔ درگذشته، ما با وصیتی روبرو هستیم که مرزهای فهم رایج ما را درمی‌نوردد. خواجه‌ای که در خواب به پایمردی، نه تنها راهِ ادای دینِ غریبی وامدار را نشان می‌دهد، بلکه فراتر از آن، حکمی صادر می‌کند که از نظر فقهی جای بحث دارد، اما از منظر اخلاقی و عرفانی، بی‌نهایت آموزنده است.

مولانا به ما می‌گوید که حتی اگر این مهمانِ غریب، درِ خانهٔ خود را ببندد و بگوید: «این زر مرا لازم نیست، نباید آن زرش»، باز هم باید آن «عطا» را، یعنی آن هدایای فراوان و کیسه‌های سیم و زر را، «بر درش» بریزند. این تصویر، بسیار دراماتیک و تکان‌دهنده است. بخشنده چنان از ملکیت مال فارغ شده و چنان قیدِ خود را از آن بریده که حتی عدم‌پذیرشِ گیرنده نیز تغییری در نیت و عمل او ایجاد نمی‌کند.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، این روایت از منظر فقهی شاید محل بحث باشد؛ چرا که وصیت در فقه اسلامی معمولاً تنها برای یک‌سوم دارایی پس از ادای دیون نافذ است و بازپس‌گیری هبه نیز تحت شرایطی جایز است، هرچند از نظر اخلاقی مکروه شمرده می‌شود. اما مولانا در اینجا به یک حقیقت والاتر اشاره دارد: این، اخلاق و عرفانِ بی‌قیدوشر است، نه صرفاً حکم فقهی. این عمل نشانگر «نذرهایی» است که خواجه «با ذوالجلال» بسته و خود را در پیشگاه خداوند متعهد کرده که این مال دیگر به او یا متعلقانش بازنگردد. این یک رهایی کامل و از سرِ اخلاص است.

مولانا ادامه می‌دهد که «نیست هدیهٔ مخلصان را مسترد». هدیهٔ کسی که با اخلاص کامل می‌بخشد، دیگر پس گرفته نمی‌شود. اینجاست که ما می‌توانیم معنای عمیقِ بی‌تعلق‌شدن از دنیا و دارایی را دریابیم. بخشش، به فرمایش او، چون شیری‌ست که از پستان دوشیده شده و دیگر به پستان باز نمی‌گردد، یا همچون سگی که به قی خود بازمی‌گردد — استعاره‌ای که پیامبر اکرم (ص) نیز در باب بازپس‌گیری هبه به کار برده است. این، رهایی مطلق از قیدِ مالکیت و حتی قیدِ منت‌گذاشتن یا چشم‌داشت از گیرنده است. مقصد، نه نیازِ گیرنده، بلکه صدقِ بخشنده و عهد او با معبود است.

نکات کلیدی

  • بخشندگی خالصانه یعنی رهایی کامل از تعلق به آنچه بخشیده‌ایم، حتی اگر گیرنده آن را نخواهد.
  • اخلاق بخشش در مثنوی از احکام فقهی فراتر می‌رود و به یک آرمان معنوی و اخلاقی می‌رسد.
  • عطای مخلصانه، به هیچ روی، حتی با رد شدن گیرنده، بازپس گرفته نمی‌شود؛ زیرا هدف، رهایی خود بخشنده است.
  • نذر و پیمان با خداوند، سرچشمهٔ این بخشش بی‌قیدوشر است که مالکیت را به یک رهایی عرفانی تبدیل می‌کند.

Sources: d6-s78 · 46:00 d6-s78 · 47:22 d6-s78 · 56:10 d6-s78 · 57:00

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.