Läs Daftar 6 Mästarens ord i drömmen till mäklaren om vänens skulder som hade kommit, och hans anvisning av platsen där silvret var begravt, och hans meddelande till arvingarna att de absolut inte skulle betrakta det som mycket och inte ta tillbaka något av det, och även om han inte accepterade något av det eller accepterade endast en del, skulle de lämna det där så att vem som helst kunde ta det. ”Ty jag har avlagt löften till Gud att inte ett enda mynt av det silvret ska återvända till mig eller mina anhöriga,” och så vidare. Vers 3550

M6:3550 — بهر او بنهاده‌ام آن از دو سال / کرده‌ام من نذرها با ذوالجلال

بهر او بنهاده‌ام آن از دو سالکرده‌ام من نذرها با ذوالجلال
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3550

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن را از دو سال پیش برای او کنار نهاده‌ام؛ من با خداوند ذوالجلال نذرهای کرده‌ام. معنا: این بیت از زبان خواجه‌ای سخن می‌گوید که برای ادای دین مهمانی نیازمند، سال‌ها قبل مالی را کنار نهاده و با خدا عهد و پیمان بسته است که هرگز آن را باز پس نگیرد.

شرح

این بیت در ادامهٔ داستان خواجهٔ درگذشته‌ای می‌آید که در خواب به پایمردی نشان می‌دهد که در کجا مالی را برای مهمان نیازمندی که روزی نزد او خواهد آمد، پنهان کرده است. کلام از زبان خواجه‌ای است که در آن عالم دیگر، بر عهد و نذر خود وفادار مانده است. مولانا در اینجا از واژهٔ «نذر» استفاده می‌کند که به‌لحاظ فقهی، تعهد خاصی است که انسان در قبال خداوند برعهده می‌گیرد. من خود بارها این نکته را یادآور شده‌ام که واژگان در مثنوی نه صرفاً از سر تصادف، که از سر حال و معنای درون مولانا برمی‌خیزند. اگرچه شاید به ظاهر «عهد» در اینجا دقیق‌تر می‌بود، اما انتخاب «نذر» معنایی عمیق‌تر از یک تعهد صرف دارد. نذر، معنای یک عزم قاطع و عملی را در خود نهفته دارد که با ذوالجلال بسته شده است؛ یعنی با خداوند صاحب جلال و بزرگی، که نقض چنین تعهدی در محضر او گناهی بس بزرگ است. این تعبیر، ورای یک حکم فقهی خشک، به یک پایبندی عمیق اخلاقی و معنوی اشاره دارد. خواجهٔ داستان، نه تنها مال را از دو سال پیش برای این مهمان ناشناس کنار گذاشته، بلکه با «ذوالجلال» نذرها کرده است که هیچ حبه‌ای از آن مال به او و متعلقانش بازنگردد. این نشانه‌ای از نهایت سخاوت و نیت پاکی است که هبه را غیرقابل استرداد می‌داند. پیامبر گرامی اسلام، به روایتی، فرموده‌اند: «العائد فی هبته کالکلب یعود فی قیئه»؛ یعنی کسی که هبهٔ خود را پس بگیرد، همچون سگی است که به قِیِ خود بازگردد. این تعبیر بسیار قاطع و اخلاقی، عمق ناپسندی بازپس‌گیری هدیه را نشان می‌دهد. خواجهٔ داستان، با اتکا به همین اصل اخلاقی، نذر خود را حتی پس از مرگ نیز لازم‌الاجرا می‌داند. این تمسک به «نذرها با ذوالجلال»، عهدخواهی از ذات الهی برای تثبیت نیتی پاک است که خواجه از سال‌ها پیش در دل داشته است. این تنها یک وصیت ساده نیست، بلکه نمادی از پیوندی عمیق با پروردگار و عمل به مقتضای این پیوند است؛ عملی که فراتر از عمر دنیوی، دوام می‌یابد و نتیجهٔ آن، گشایش گره از کار بنده‌ای نیازمند است. این داستان درس بزرگی از مسئولیت‌پذیری معنوی و وفای به عهد با پروردگار را به ما می‌آموزد.

نکات کلیدی

  • تعهد بی‌چون‌وچرا به عهدها و نذرهای الهی.
  • اهمیت اخلاقی و معنوی عدم بازپس‌گیری هدیه و عطایا.
  • نیت پاک و foresight در اعمال خیر، که فراتر از عمر دنیوی می‌رود.
  • پایبندی به عهد با خداوند به عنوان نشانه‌ای از ارتباط عمیق روحانی.

Sources: d6-s78 · 46:00:00 d6-s78 · 47:22:00 d6-s78 · 00:51:30 d6-s78 · 00:52:13

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.