Läs Daftar 6 Mästarens ord i drömmen till mäklaren om vänens skulder som hade kommit, och hans anvisning av platsen där silvret var begravt, och hans meddelande till arvingarna att de absolut inte skulle betrakta det som mycket och inte ta tillbaka något av det, och även om han inte accepterade något av det eller accepterade endast en del, skulle de lämna det där så att vem som helst kunde ta det. ”Ty jag har avlagt löften till Gud att inte ett enda mynt av det silvret ska återvända till mig eller mina anhöriga,” och så vidare. Vers 3566

M6:3566 — خواب در بنهاده‌ای بیداریی / بسته‌ای در بی‌دلی دلداریی

خواب در بنهاده‌ای بیدارییبسته‌ای در بی‌دلی دلداریی
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3566

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو بیداری را در خواب نهاده‌ای، و در بی‌دلی، دل‌نوازی و مهر بسته‌ای. معنا: این بیت به چگونگی ظهور اضداد از یکدیگر در نظام آفرینش اشاره دارد: از دل خواب، بیداری و از بستر بی‌دلی، دل‌نوازی و مهرورزی برمی‌خیزد.

شرح

مولانا در اینجا به یکی از عمیق‌ترین و بنیادی‌ترین قوانین حاکم بر هستی اشاره می‌کند: قانون اضداد. او خطاب به خداوند می‌گوید که چگونه بیداری را در خواب نهاده‌ای و دل‌داری را در بی‌دلی. این تنها یک بازی با کلمات نیست؛ شرحی‌ست بر مکانیسم جهان آفرینش. همان‌گونه که گذشتگان ما، از ابن‌سینا و ملاصدرا تا علمای دیگر، می‌فرمودند: «لولا التضاد ما صح دوام الفیض عن المبدأ الجواد»؛ یعنی اگر تضاد و تقابل در جهان نبود، فیض و بخشش بی‌کران الهی امکان جریان نمی‌یافت و کار هستی متوقف می‌شد. این تضاد و تزاحم است که پویایی را به عالم می‌بخشد.

من این را بارها در سخنرانی‌هایم توضیح داده‌ام. دقیقاً مانند اصول ترمودینامیک و اصل کارنو که می‌گوید کار فقط در حضور اختلاف پتانسیل و تبادل حرارت میان گرم و سرد صورت می‌گیرد. اگر همه جهان گرم یا همه سرد بود، کاری انجام نمی‌شد. همین رقابت‌ها، همین تعاملات و تفاعلات میان آنچه به ظاهر با هم ناسازگار می‌آید، موتور گردانندهٔ عالم است. قرآن نیز مکرراً به این حقیقت اشاره دارد: «یُخرِجُ الحَیَّ مِنَ المَیِّتِ وَ یُخرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَیِّ»؛ یا «یولِجُ اللَّیلَ فِی النَّهارِ وَ یولِجُ النَّهارَ فِی اللَّیلِ». خداوند تاریکی را در روشنایی و روشنایی را در تاریکی فرو می‌برد. از مرده زنده و از زنده مرده پدید می‌آورد. مولانا خود می‌گوید: «این جهان زین جنگ قائم می‌بود».

پس وقتی مولانا می‌فرماید: «خواب در بنهاده‌ای بیداریی»، منظورش این است که بیداری از دل خواب متولد می‌شود و هر خوابی، آغازی بر بیداری دوباره است. و هنگامی که می‌گوید: «بسته‌ای در بی‌دلی دلداریی»، این نیز همان اصل را بازمی‌تاباند. بی‌دلی در اینجا می‌تواند به معنای عدمِ تعلق، یا حتی سلبِ دل باشد؛ اما از دل همین فقدان، دل‌نوازی و مهرورزی سر برمی‌آورد. گاهی برای آنکه دلی را ببَری، باید از تعلقات خود تهی شوی تا ظرفی برای دل‌بری از دیگران بیابی، یا اینکه از دل آن دلی که برده می‌شود و در جایی دیگر مأوا می‌گزیند، عشق و دلداری زاده می‌شود. این یک نوع دیگر از «اضداد پنهان در یکدیگر» است. در واقع، این تضادها تنها در ظاهر‌اند؛ در باطن، همه اجزای یک نظام واحدند که از یکدیگر می‌جوشند و به یکدیگر می‌رسند، و این همان تدبیر حکیمانهٔ خداوند در هستی است. این نظمِ برخاسته از اضداد، ویژگی این جهان طبیعت است، حال آنکه جهان ماورای طبیعت، فارغ از این ترکیب و تضاد است و یکسره آباد و باقی‌ست.

نکات کلیدی

  • نظام آفرینش بر اصل اضداد استوار است؛ پویایی و تکامل جهان از دل این تضادها برمی‌خیزد.
  • بیداری و حیات، از دل خواب و مرگ زاییده می‌شوند و هر فقدانی بستر ظهور نعمتی پنهان است.
  • دلداری و مهرورزی می‌تواند از بستر بی‌دلی و نبودِ تعلق برخیزد؛ خدا حتی در فقدان، حضور دارد.
  • مولانا الهیات و هستی‌شناسی را از منظر پویایی دیالکتیکی اضداد می‌نگرد.
  • این تضادها نه ضعف، که حکمت الهی در تدبیر و مدیریت جهان را نشان می‌دهند.

Sources: d6-s78 · 01:01:17 d6-s78 · 01:07:12

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.