Läs Daftar 6 Historien om Sadr Jahan av Bukhara som aldrig berövade någon tiggare allmosor som bad muntligt, men när den lärde dervischen bad muntligt i Sadr Jahans följe på grund av glömska, överdriven girighet och brådska, vände han sig bort från honom. Varje dag hittade han på nya knep, förklädde sig ibland som kvinna under en slöja, ibland som blind med ögonen och ansiktet täckt, men Sadr Jahan kände igen honom genom sin skarpsinne, och så vidare. Vers 3802

M6:3802 — هر صباحی یک گره را راتبه / تا نماند امتی زو خایبه

هر صباحی یک گره را راتبهتا نماند امتی زو خایبه
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3802

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر روز صبح، سهمی از عطا به گروهی می‌رسید، با این تدبیر که هیچ قومی از بخشش او بی‌بهره و محروم نماند. معنا: این بیت توصیف می‌کند که چگونه بخشنده‌ای کریم، هر روز به گروهی خاص مقرری و عطا می‌رساند تا اطمینان حاصل کند که هیچ جماعتی از سخاوت او بی‌نصیب نمی‌ماند.

شرح

این بیت، از میان حکایت صدر جهان بخارایی که مولانا به زیبایی تمام نقل می‌کند، گزارشی است از سخاوت بی‌دریغ او. می‌گوید که هر روز صبح، گروهی خاص سهمی از مواجب و عطا دریافت می‌کردند، با این تدبیر که هیچ امتی و جماعتی از این خوان گستردهٔ بخشش محروم و «خایب» نماند. این «راتبه» یا مقرری، نشان از نظمی حکیمانه در ایصال خیر دارد؛ نظمی که همه را دربرمی‌گیرد و کسی را از یاد نمی‌برد.

اما مولانا، ورای توصیف ظاهری این سخاوت، با ظرافتی عارفانه، ما را به درکی عمیق‌تر رهنمون می‌شود. این صدر جهان، نمونه‌ای انسانی است از خصلتی الهی که در خورشید و ماه نیز جلوه‌گر است؛ همان خصلت «پاک‌بازی». به واقع، خورشید و ماه «آنچه گیرند از ضیا، بدهند باز»؛ بی‌هیچ توقع و منتی، نور و گرمای خود را می‌بخشند. این بخشش بی‌علت و بی‌توقع، عین کرامت است و نشانهٔ بی‌نیازی از هر بازخوردی. کریم مطلق، خداوند است که «رزق‌خواران وی‌اند» و همو خورشید را نور و ماه را ضیا بخشیده تا آنان نیز بازبخشند. این کرامت از خود نورفشانان نیست، بلکه از آن نوری است که پشت نورهاست. اینگونه، مولانا ما را از ظاهر عطا به باطن آن، و از فعل مخلوق به فعل خالق پیوند می‌دهد.

نکتهٔ کلیدی دیگر در این داستان، شرط «خاموشی» است. مولانا روایت می‌کند که صدر جهان، «خاموشان» را عطا می‌کرد و «هر که کردی ناگهان با لب سؤال / زو نبردی زین گنه یک حبه مال». گویی این سخاوت، نه تنها بی‌توقع، که حتی بی‌تقاضا بود. این نکته، ارتباط عمیقی با فلسفهٔ مولانا در باب شنیدن و سخن گفتن دارد. او خود در نخستین بیت مثنوی می‌فرماید «بشنو این نی» و نه «بگو»، و تخلص «خاموش» او نیز بر همین معنا دلالت دارد؛ که در ساحت معرفت و سلوک، گوشی شنوا لازم است و زبان خاموش. طلب، در اینجا، نه تنها از اعتبار ساقط است که مایهٔ محرومیت می‌شود. این سکوت، نه از سر ضعف که از سر ادب و تسلیم در برابر بخشش بی‌منت است.

با این حال، مولانا در همین داستان، گوشهٔ چشمی نیز به نقص و "بشریت" این نوع بخشش دارد. آن پیرِ جسور که با "حیله" زر می‌ستاند، پرده از طمعی پنهان برمی‌دارد: «کین جهان خوردی و خواهی تو ز طمع / کان جهان با این جهان گیری به جمع». این سؤال تند و تیز، بخشش صدر جهان را از اوج کرامت مطلق فرود می‌آورد و نشان می‌دهد که حتی در نیکوترین افعال نیز، اگر نیت، آمیخته به توقع دنیا و آخرت باشد، از "پاک‌بازی" ناب فاصله می‌گیرد. همانطور که گفتم، "قمار عشق، قماری است که کسی نمی‌خواهد در آن برنده شود". اگر در بخشش، چشم به "ثواب" یا نام نیک داریم، آن "پاک‌بازی" تمام و کمال رخ نداده است. این نقد، خود درس بزرگی است که مولانا با هوشمندی تمام، آن را در دل ستایش سخاوت می‌گنجاند و نشان می‌دهد که "بندگی" خالصانه، ورای هرگونه معامله و چشمداشت است.

نکات کلیدی

  • بخشش حقیقی، بی‌علت و بی‌توقع است و از صفات الهی «کریم مطلق» نشئت می‌گیرد؛ همچون نورافشانی خورشید.
  • نظم و فراگیری در رساندن خیر، از ویژگی‌های بخشش حکیمانه است تا کسی محروم نماند.
  • در ساحت بخشش معنوی، ادب «خاموشی» و عدم طلب، بر طلبِ با زبان برتری دارد.
  • نیّت خالص، ورای کسب پاداش دنیوی یا اخروی است؛ "پاک‌بازی" در عشق، میل به "برنده شدن" ندارد.
  • مولانا حتی در ستایش سخاوت، با ظرافتی عارفانه، به نقص‌های پنهان نیت و طمع اشاره می‌کند.

Sources: d6-s85 · 00:15:40 d6-s85 · 00:21:57 d6-s85 · 00:26:50

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.