Läs Daftar 6 Historien om Sadr Jahan av Bukhara som aldrig berövade någon tiggare allmosor som bad muntligt, men när den lärde dervischen bad muntligt i Sadr Jahans följe på grund av glömska, överdriven girighet och brådska, vände han sig bort från honom. Varje dag hittade han på nya knep, förklädde sig ibland som kvinna under en slöja, ibland som blind med ögonen och ansiktet täckt, men Sadr Jahan kände igen honom genom sin skarpsinne, och så vidare. Vers 3814

M6:3814 — خنده‌اش آمد مال داد آن پیر را / پیر تنها برد آن توفیر را

خنده‌اش آمد مال داد آن پیر راپیر تنها برد آن توفیر را
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3814

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: لبخند بر لبانش آمد و مال را به آن پیر بخشید؛ آن پیر تنها، آن فایده (افزون) را با خود برد.

معنا: صدر جهان با دیدن جسارت و پاسخ دندان‌شکن پیر، به ناچار خندید و عطای خود را به او بخشید. تنها آن پیر بود که توانست از این بخشش بهره‌ای ببرد و دیگران از آن محروم ماندند.

شرح

این بیت اوج تقابل میان صدر جهانِ قدرتمند و پیرِ بی‌چیز اما جسور را به تصویر می‌کشد. صدر جهان، پس از شنیدن پاسخ بی‌باکانه و گزندهٔ پیر که او را به آزمندیِ دنیا و آخرت متهم کرده بود، دیگر نتوانست خودداری کند. خنده‌اش گرفت، خنده‌ای که به زعم من، نه از سرِ شادی، بلکه آمیخته با قِیض و عصبانیتِ پنهان بود؛ قیضی که چاره‌ای جز پنهان کردنش زیر نقاب خنده نداشت. او در برابر جمع، از یک پیرِ ظاهراً بی‌نوا شکست خورده بود و طعنه‌ای جانانه شنیده بود. چاره‌ای جز رها کردن گریبان خود از چنگال این پیر نداشت و گفت: «بیا بگیر و ما را راحت کن.»

مولانا به‌صراحت می‌گوید که «پیر تنها برد آن توفیر را». 'توفیر' اینجا به معنای 'فایده' و 'سود' است؛ در لغت عربی به معنای 'زیاد کردن' نیز می‌آید. یعنی تنها این پیر بود که با هوش و جسارت خود — با آن 'نیرنگ یا فرهنگ' که مولانا به آن اشاره می‌کند — توانست از صدر جهان چیزی بگیرد، در حالی که دیگران، با وجود ایستادن‌های دیواروش و خاموش، هیچ سودی نبردند. این پیر نمادی از روح آزادگی است که در برابر قدرت، کرنش نمی‌کند و با بی‌پروایی حق خود را می‌طلبد.

من این ماجرا را آغازی بر بحث مولانا از آزمندی فقیهان می‌دانم. مولانا، در ادامه این داستان، فقیهی را به تصویر می‌کشد که از موفقیت این پیر الهام می‌گیرد و می‌کوشد با حیله‌های گوناگون به عطای صدر جهان دست یابد. این خود نشان از نگاه نقادانهٔ مولانا به طبقه‌ای از جامعهٔ خود دارد که در پیوند با قدرت و ثروت، گاه شرافت و عفت خویش را نیز فدا می‌کردند. همان‌طور که غزالی نیز در 'احیاء علوم الدین' با ژرف‌بینی به غرور و حرص فقیهان پرداخته و فقه را علمی دنیوی می‌دانست که فقیهان را از معرفت حقیقی اخلاق و سلوک بازمی‌دارد. مولانا نیز با وجود اینکه خود در گذشته فقیه و مفتی بود و راتبه‌ای از اوقاف می‌گرفت تا معیشت حلال داشته باشد، اما هرگز از نیش زدن به فقیهانِ حریص و دنیاپرست غافل نمی‌شد. این بیت، به نوعی، صحنه‌آرایی برای نمایش آن طمع و تکاپوهای بعدی فقیه است که در پی گرفتن عطای صدر جهان، دست به هر کاری می‌زند.

نکات کلیدی

  • قدرتمند گاهی در برابر جسارت و حقیقت‌گویی فرد بی‌چیز نیز چاره‌ای جز عقب‌نشینی ندارد.
  • خنده‌ صدر جهان نشانه‌ای از شکست و خشم پنهان او در برابر جسارت پیر بود.
  • فقط این پیر بود که با شجاعت و زیرکی خود توانست از بخشش صدر جهان سودی ببرد.
  • واژه «توفیر» اینجا به معنای 'سود' و 'فایده' است که از عمل جسورانه پیر حاصل شد.
  • این بیت زمینه‌ساز داستانی می‌شود که در آن مولانا از طمع فقیهان و تلاش آنان برای کسب مال پرده برمی‌دارد.

Sources: d6-s85 · 00:29:40 d6-s85 · 00:31:08

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.