Läs Daftar 6 Kungen avslöjar för emirerna och de fanatiska anhängarna av Ayaz anledningen till hans dygd, rang, närhet och de löner han får, på ett sätt som lämnar dem utan argument eller invändningar. Vers 386

M6:386 — کین ایاز تو ندارد سی خرد / جامگی سی امیر او چون خورد

کین ایاز تو ندارد سی خردجامگی سی امیر او چون خورد
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:386

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: که این ایاز تو به اندازهٔ سی مرد خرد ندارد، پس چگونه پاداش سی امیر را دریافت می‌کند؟ معنا: این بیت اعتراض امیران حسود به پادشاه را بازگو می‌کند که چرا به ایاز، با وجود خردی ظاهراً عادی، به اندازهٔ سی امیر پاداش می‌دهد.

شرح

این بیت در میانهٔ داستان ایاز و سلطان محمود، از داغ‌ترین و آموزنده‌ترین حکایات مثنوی است که مولانا با هنرمندی تمام، موضوع حسادت و تفاوت میان عقل ظاهری و خرد باطنی را به تصویر می‌کشد. در اینجا، زبان حسادت‌ورزان امراست که از پادشاه می‌پرسند: چگونه این ایاز شما، که به نظر ما بیش از خرد یک انسان عادی ندارد، از پاداش و 'جامگی' — یعنی همان حقوق ماهانه‌ای که من بسیار ترجیح می‌دهم این واژهٔ شیرین و کهن دوباره به جای 'حقوق' به کار رود — سی امیر برخوردار است؟

اعتراض اینجاست که پاداش ایاز با 'سی خرد' او تناسبی ندارد. اما مولانا در پس این اعتراض، به ماهیت پاداش و شایستگی می‌پردازد. این پادشاه است که می‌داند ارزش ایاز در جایی دیگر است؛ نه در ظاهر و آن 'خرد'ی که دیگران می‌بینند، بلکه در بصیرت و کارآمدی پنهانی که تنها او، یعنی پادشاه، قادر به درکش است. داستان ادامه می‌یابد و پادشاه برای روشن کردن این حقیقت، دست به آزمایشی می‌زند. او با آن سی امیر به شکار می‌رود و سپس کاروانی را از دور می‌بیند. از اولین امیر می‌خواهد که برود و بپرسد کاروان از کجا می‌آید. امیر می‌رود، می‌پرسد، و با کمال افتخار بازمی‌گردد و می‌گوید: «از ری». اما وقتی پادشاه می‌پرسد: «کجا می‌رود؟» درمی‌ماند. اینجاست که تفاوت عیارها آشکار می‌شود. خرد کامل، فقط پرسش اول را پاسخ نمی‌گوید، بلکه به تمام ابعاد وضعیت آگاه است.

پس این بیت، اعتراض به نابرابری ظاهری است؛ اما این نابرابری خود زمینه‌ساز کشف واقعیتی عمیق‌تر می‌شود. مولانا در این حکایت به ما می‌آموزد که ارزش حقیقی افراد، به ویژه در درگاه خداوند یا رهبران بصیر، نه بر اساس معیارهای سطحی و رایج، که بر پایهٔ بینش و ظرفیت‌های پنهان سنجیده می‌شود. 'جامگی' ایاز نه برای 'خرد' آشکار او، بلکه برای 'دریغ' اوست که دیگران از آن بی‌خبرند. کلمهٔ 'معتفک' که در ادامه برای امیر گناهکار استفاده می‌شود، گرچه به اقتضای قافیه آمده است، اما کنایه‌ای ظریف از قصور و نادرستی باطن امیران حسود را نیز در خود دارد.

نکات کلیدی

  • حسادت، مانعی در درک حقیقت و ارزش‌های پنهان است.
  • ارزش حقیقی افراد به عمق بینش و بصیرت آنهاست، نه به ظواهر خرد و دانش.
  • رهبران بصیر، قدر و مرتبهٔ افراد را فراتر از دیدگاه سطحی جمع می‌شناسند.
  • پاداش‌های دنیوی گاهی بازتاب خرد پنهانی است که تنها اهل بینش آن را درمی‌یابند.

Sources: d6-s10 · 00:06:00 d6-s10 · 00:05:30 d6-s10 · 00:06:40

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.