Läs Daftar 6 Historien om två bröder, den ene utan skägg och den andre med ett glatt ansikte, som sov i en ungkarlsrum en natt. Av en slump lade den glatte mannen tegelstenar under sina skinkor. Till slut kom djävulen och tog listigt och försiktigt bort tegelstenarna från honom bakom ryggen. Pojken vaknade och bråkade: ”Var är tegelstenarna? Vart tog du dem och varför?” Han svarade: ”Varför lade du dit tegelstenarna?” och så vidare. Vers 3862

M6:3862 — آن زنان از جاهلی بر من تنند / اولیاشان قصد جان من کنند

آن زنان از جاهلی بر من تننداولیاشان قصد جان من کنند
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3862

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن زنان از سر نادانی بر من چشم طمع می‌ورزند؛ و سرپرستانشان قصد جان من می‌کنند. معنا: این بیت از زبان امردی است که از طمع زنان و سپس خشونت اولیای آنان شکایت می‌کند. مولانا از این طریق به بیان فساد اخلاقی جامعه زمانه می‌پردازد.

شرح

این بیت در ادامهٔ شکوهٔ امردی است که از آشفتگی اخلاقی جامعهٔ زمانهٔ مولانا به تنگ آمده است. این شخصیت که نه در خانقاه‌ها (که مولانا خود می‌گوید گاهی به «عزب‌خانه‌هایی» بی‌امان بدل شده بودند)، نه در میان مردان عادی (که عقلشان بازیچهٔ شهوت است)، و نه حتی نزد زنان امانی نمی‌یابد، حال به سوی زنان نظر می‌افکند و باز هم گرفتار می‌شود.

مولانا با ظرافتی خاص، فساد اخلاقی و شیوع «جاهلی» (نادانی و بی‌خردی) را در لایه‌های مختلف جامعه به تصویر می‌کشد. «آن زنان از جاهلی بر من تنند» به معنای آن است که زنان از سر ناآگاهی، فقدان حکمت یا غلبهٔ شهوت بر این نوجوان چشم طمع می‌دوزند یا میل خود را بر او تحمیل می‌کنند. این «تنیدن» را می‌توان به معنای تکیه کردن، طلب کردن یا با فشار خود را بر کسی افکندن دانست.

اما رنج این امرد به همین‌جا ختم نمی‌شود. جامعه‌ای که خود در چنبرهٔ «جاهلی» گرفتار است، با «اولیاشان قصد جان من کنند» پاسخ می‌دهد. این نه یک تهدید شخصی، بلکه هشداری است به عمق بحران اخلاقی و اجتماعی؛ جایی که شورش غریزه به خشونت قانون‌گریز «اولیا» (سرپرستان و خانواده‌ها) می‌انجامد و هرگونه گمان به کج‌روی را با مرگ پاسخ می‌دهد. این بیان مولانا نشان از آن دارد که در چنین محیطی، فرد آسیب‌پذیر در میان گناهکاران و مجازات‌کنندگان بی‌عدالت، گرفتار می‌آید و راهی برای رهایی ندارد.

این حکایت، تنها روایتی جزئی نیست؛ بلکه نمونه‌ای است بارز از شیوهٔ مولانا در بیان آسیب‌شناسی اجتماعی و نقد فرهنگ زمانهٔ خود، که او به صراحت و بدون پرده‌پوشی، حتی با کلماتی تند، آن را در مثنوی منعکس می‌کند. این نقد نه در قالب نظریه‌پردازی انتزاعی، بلکه از دل زندگی و تجربهٔ شخصیت‌های داستانی بیرون می‌آید تا فساد را از نزدیک و ملموس نشان دهد.

نکات کلیدی

  • مولانا از طریق داستان‌سرایی به نقد صریح و بی‌پردهٔ فساد اخلاقی جامعهٔ زمان خود می‌پردازد.
  • مفهوم «جاهلی» در اینجا فراتر از نادانی صرف است و به بی‌خردی ناشی از غلبهٔ شهوت و فقدان خودکنترلی اشاره دارد.
  • بیت نشان‌دهندهٔ چرخهٔ معیوب شهوت‌رانی و خشونت در جامعه‌ای است که در آن، فرد آسیب‌پذیر هیچ مأمنی نمی‌یابد.
  • اشاره به «اولیا» نشانگر قدرت‌های اجتماعی و خانوادگی است که بجای اصلاح، با خشونت و تهدید به جان، به انحرافات پاسخ می‌دهند.

Sources: d6-s86 · 01:03:16 d6-s86 · 01:04:30

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.