Läs Daftar 6 I tolkningen av denna tradition där profeten (Guds välsignelser vare med honom) sade: ”Två giriga blir aldrig mätta: den som söker denna värld och den som söker kunskap.” Denna kunskap måste vara något annat än världslig kunskap för att det ska finnas två kategorier. Men världslig kunskap är också världslig, och så vidare. Och om det är så att ”den som söker denna värld och den som söker denna värld” är en upprepning, inte en uppdelning, med dess förklaring. Vers 3883

M6:3883 — پس درین قسمت چو بگماری نظر / غیر دنیا باشد این علم ای پدر

پس درین قسمت چو بگماری نظرغیر دنیا باشد این علم ای پدر
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3883

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس چون در این تقسیم‌بندی (میان طالب دنیا و طالب علم) نیک بنگری، ای پدر (معنوی)، این دانشی که (پیامبر) از آن ستایش می‌کند، باید غیر از علم دنیا باشد. معنا: این بیت بر اساس حدیثی نبوی می‌گوید، برای اینکه تفکیکی میان طالب دنیا و طالب علم حقیقی وجود داشته باشد، دانش ممدوح نمی‌تواند دانش دنیوی باشد؛ بلکه باید دانشی باشد که به آخرت و عاقبت‌بینی بپردازد.

شرح

مولانا در این بیت عمیق، به یکی از بنیادی‌ترین تقسیم‌بندی‌های معرفت‌شناسی دینی و حتی اخلاقی می‌پردازد. او این سخن را در تفسیر حدیثی نبوی بیان می‌کند که می‌فرماید: «دو گرسنه‌اند که سیر نمی‌شوند، طالب دنیا و طالب علم.» پرسش اینجاست که اگر طالب علم نیز مانند طالب دنیا گرسنه‌ای سیرناپذیر است و پیامبر هردو را در کنار هم آورده، پس این «علم» کدام علم است؟ مولانا با قاطعیتی مثال‌زدنی نتیجه می‌گیرد که «این علم غیر علم دنیا باشد.» بی‌تردید، اگر علمی که از آن سخن می‌گوییم، خود ابزاری برای دنیاطلبی باشد، دیگر نمی‌توان آن را در مقابل دنیا قرار داد؛ بلکه در همان رستهٔ دنیاطلبی جای می‌گیرد. یعنی اگر علم تنها برای کسب مال، جاه یا قدرت دنیوی باشد، عملاً تفاوتی با طالب دنیا ندارد و تقسیم پیامبر بی‌معنی می‌شود. پس، علم ممدوح، علمی است که مولانا آن را «آخرت» می‌خواند. و منظور از آخرت، صرفاً جهان پس از مرگ نیست؛ بلکه نوعی نگاه عمیق و دوراندیشانه به هستی و حیات است. عقل و درایت، با همین دوراندیشی و سنجیدن «عاقبت امر» تعریف می‌شوند. دانش آخرتی، ما را از نگاه سطحی و «پیش پا بینی» برحذر می‌دارد و به دیدن «پس پشت حوادث» رهنمون می‌کند. این علم، به تعبیر من، همان دانشی است که «انسانیت ما را فربه» می‌کند، نه «حیوانیت ما را». ما هرگز منکر نیازهای حیوانی نیستیم؛ جسم ما، این «مرکب» وجودمان، نیازمند سلامت، غذا و آسایش است تا بتواند ما را به مقصد برساند. اما فاجعه آنجاست که جای «راکب» و «مرکب»، یا «خادم» و «مخدوم» عوض شود. وقتی تمام انرژی و منابع صرف فربه کردن مرکب شود و راکب (روح و انسانیت) فراموش گردد، بلکه خادمِ مرکب شود، آنجاست که گمراهی و «گیجی» آغاز می‌شود. تمدن مدرن، با تمام پیشرفت‌های علمی‌اش، گاه در همین گیجی غرق شده است؛ از سویی برای نجات یک بیمار نادر میلیاردها صرف می‌کند و از سوی دیگر برای ساختن سلاح‌هایی که هزاران نفر را بکشد. این همان «راه گم‌کردگی» است که مولانا از آن سخن می‌گوید. علمی که ما را به چنین تناقضاتی می‌کشاند، هرچند نام علم بر آن نهاده باشند، به حقیقت علم نیست. علم حقیقی، رهبر ما به سوی «عاقبت» و معناست، نه ابزاری برای تشدید گیجی و ویرانی.

نکات کلیدی

  • علم ممدوح (دانش ستوده) باید غیر از علم دنیوی باشد؛ وگرنه از مصادیق دنیاطلبی محسوب می‌شود.
  • تفاوت میان طالب دنیا و طالب علم حقیقی، در گرو تمایز علم دنیوی و علم اخروی است.
  • منظور از «آخرت» در نگاه مولانا، صرفاً جهان پس از مرگ نیست، بلکه نوعی نگاه دوراندیشانه و عمیق به هستی است که عاقبت امور را در نظر می‌گیرد.
  • علم حقیقی، انسانیت ما را فربه می‌کند، در حالی که علم دنیوی صرف، تنها به فربه‌تر کردن بخش حیوانی ما می‌انجامد.
  • فاجعه زمانی رخ می‌دهد که روح (راکب) فدای جسم (مرکب) شود و جایگاه خادم و مخدوم برعکس گردد؛ این همان «گیجی» بشری است.
  • مولانا علم را راهبر به سوی معنا و عاقبت می‌داند، نه ابزاری برای تشدید سردرگمی و تخریب.

Sources: d6-s87 · 00:07:46 d6-s87 · 00:08:58 d6-s87 · 00:10:14 d6-s87 · 00:31:31 d6-s87 · 00:33:58

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.