Läs Daftar 6 Mannens ankomst till Egypten och hur han på natten gick ut på gatan för att nattvandra och tigga, och hur vakten grep honom, och hur hans önskan uppfylldes genom vakten efter att ha fått många slag, ”och det kan hända att ni avskyr något som är gott för er,” och hans ord, den Upphöjde, ”Gud ska snart efter svårighet skapa lättnad,” och hans ord, frid vare med honom, ”var hård, o nödtillstånd, du ska bli lindrad,” och hela Koranen och de uppenbarade skrifterna som bekräftar detta. Vers 4256

M6:4256 — بر عسس کرده ملک تهدید و بیم / که چرا باشید بر دزدان رحیم

بر عسس کرده ملک تهدید و بیمکه چرا باشید بر دزدان رحیم
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:4256

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پادشاه (یا حاکم) نگهبانان شب را با تهدید و بیم خطاب کرد / که چرا بر دزدان مهربان و باگذشت هستید؟ معنا: این بیت به دستور قاطع حاکمی اشاره دارد که نگهبانان شهر را به خاطر نرمی و ترحم بر دزدان مورد سرزنش قرار می‌دهد و از آنها می‌خواهد در اجرای عدالت قاطع باشند.

شرح

من اینجا در این بیت، نکته‌ای کلیدی را می‌بینم که ریشه در فهم عمیقِ عدالت و مسئولیت اجتماعی دارد، و این تنها یک حکم حکومتی خشک نیست، بلکه یک فلسفه‌ی بنیادی را بازگو می‌کند. حاکم، عسس را تهدید می‌کند که چرا بر دزدان رحم روا می‌دارد. این "رحمت" در نگاه اول شاید نیکو به نظر آید، اما مولوی و پیش از او بزرگان دین، ما را به تأمل عمیق‌تری فرا می‌خوانند. همانطور که در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر نیز هست، مسئولیت اصلی حاکم، حفظ منافع "عامّه" است، نه "خاصّه". ترحم بر خواص (در اینجا دزدان) در حقیقت، بی‌رحمی به عموم مردم است که از دزدی‌هایشان آسیب می‌بینند. این در واقع بیانگر یک اصل اخلاقی و حکومتی است: ترحم بی‌جا و کورکورانه بر جانی، عین ظلم به بی‌گناهان است. همان مثال معروف "انگشت گزیده" که مولانا خود نیز بارها به آن اشاره کرده است: اگر انگشتی گزیده شود و زهر در آن پخش گردد، اگر آن انگشت بریده یا شکافته نشود، کل بدن به هلاکت می‌افتد. اینجا نیز دزد به مثابه آن انگشت گزیده‌شده است. اگر بر او رحم کنند، زهر دزدی و ناامنی در پیکره جامعه پخش شده و عموم مردم از آن رنج خواهند برد. این حکم از منظر مولوی، نه تنها حکمی برای برقراری نظم، بلکه یک اصل از "اصول دین" است که مستقیماً به خویشتن‌شناسی و شناخت حقایق هستی بازمی‌گردد. اگر حقیقت "عدالت" را نشناسیم، نمی‌توانیم بین رحمت حقیقی و ترحم کاذب تمایز قائل شویم. رحمت حقیقی آن است که خیرِ "اکثر" را به ارمغان آورد، حتی اگر مستلزم سختی بر "اقل" باشد. علاوه بر این، در این ماجرا، ریشه‌های فساد نیز نقد می‌شود. حاکم از عسس می‌پرسد: "چرا عشوشان را از چه رو باور کنید؟ / یا چرا زیشان قبول زر کنید؟" این نشان می‌دهد که در آن زمان نیز، تباهی و فساد اداری، از طریق رشوه و فریبکاری، مانع اجرای عدالت می‌شده است. بنابراین، پادشاه تنها به مجازات دزدان نمی‌پردازد، بلکه به ریشه‌های فساد در دستگاه خود نیز اشاره می‌کند. پس، این بیت نه فقط داستان یک دزد و یک عسس، بلکه یک درس عمیق در فلسفه حکومت، عدالت اجتماعی، و تمایز میان رحمت حقیقی و ترحم باطل است.

نکات کلیدی

  • رحمت بی‌جا بر مجرم، عین بی‌رحمی به مردم است.
  • وظیفه حاکم، پاسداری از منافع عامه است، حتی اگر به نارضایتی خواص بینجامد.
  • فساد (مانند رشوه و فریب) ریشهٔ اخلال در عدالت است.
  • فدا کردن جزء (فرد مجرم) برای کل (امنیت جامعه) یک اصل اخلاقی و حکومتی است.
  • عدالت و نظم اجتماعی، ترحم کورکورانه را برنمی‌تابد.

Sources: d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:57:25

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.