Läs Daftar 6 Mannens ankomst till Egypten och hur han på natten gick ut på gatan för att nattvandra och tigga, och hur vakten grep honom, och hur hans önskan uppfylldes genom vakten efter att ha fått många slag, ”och det kan hända att ni avskyr något som är gott för er,” och hans ord, den Upphöjde, ”Gud ska snart efter svårighet skapa lättnad,” och hans ord, frid vare med honom, ”var hård, o nödtillstånd, du ska bli lindrad,” och hela Koranen och de uppenbarade skrifterna som bekräftar detta. Vers 4266

M6:4266 — اهل دیوان بر عسس طعنه زدند / که چرا دزدان کنون انبُه شدند

اهل دیوان بر عسس طعنه زدندکه چرا دزدان کنون انبُه شدند
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:4266

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اهل دیوان به عسس طعنه می‌زدند که چرا اکنون دزدان این‌همه زیاد شده‌اند؟

معنا: این بیت، دیالوگی در داستان مرد غریب و عسس است، جایی که کارگزاران حکومت، مأمور شبگرد را سرزنش می‌کنند که چرا تعداد دزدان رو به فزونی گذاشته است، تلویحاً او را مقصر این آشفتگی می‌دانند.

شرح

این بیت در میانهٔ داستان مرد غریب و عسس می‌آید؛ داستانی که مولانا آن را برای تبیین قدرت صدق و راستگویی روایت می‌کند. من بر این باورم که اهل دیوان در اینجا نهادِ قدرت و حاکمیت را نمایندگی می‌کنند، یعنی همان کسانی که در رأس نظام اجرایی قرار دارند. آنان به جای پذیرش مسئولیتِ آشفتگی‌های اجتماعی یا ضعف‌های ساختاری، نوک پیکان سرزنش را به سوی عسس، یعنی کارگزار میدانی و مجری قانون، نشانه می‌روند. این وضعیتی است که در طول تاریخ همواره تکرار شده: بالادستان، گناهِ کاستی‌های کلان را به گردن پایین‌دستان می‌اندازند و آن‌ها را متهم می‌کنند که چرا دزدان این‌چنین انبوه شده‌اند.

پیش از این بیت، امیر یا خلیفه دستورهای تندی صادر کرده بود که عسس‌ها حقِ ترحم بر دزدان را ندارند و حتی اگر خویشاوندان امیر هم باشند، باید دستشان قطع شود. این دستور با تهدید همراه بود که چرا بر دزدان رحیم هستید؟ چرا عشوه و فریبکاری‌شان را باور می‌کنید یا از آنان رشوه می‌گیرید؟ پس در این بافتار، اتهام اهل دیوان به عسس، دو وجه دارد: نخست، ناکارآمدی در کنترل جرم و دوم، احتمالِ تبانی و فساد، آن هم در شرایطی که خود حاکمیت دستورهای سختگیرانه صادر کرده است.

مولانا در ادامهٔ این روایت، یک اصل اخلاقی مهم را از نامهٔ امام علی به مالک اشتر نقل می‌کند: «رنج خواص را کم بین و به رنج عامه توجه کن.» این توصیه اخلاقی، در اینجا به‌نحو وارونه‌ای در نظام حاکمِ داستان نمود پیدا می‌کند. اهل دیوان با این سرزنش، در واقع در پیِ آن‌اند که زرِ مُحتشم، یعنی ثروتِ صاحبان مکنت و خواص جامعه، ایمن بماند؛ حتی اگر به قیمت بی‌رحمی و ظلم بر افرادِ بی‌گناه و غریب باشد. این همان است که مولانا با تمثیل «اصبع ملدوغ» (انگشت گزیده‌شده) تبیین می‌کند: برای دفعِ شرِ یک انگشتِ آلوده، گاه باید آن را قطع کرد تا کل بدن از زهر مصون بماند. اما در اینجا، این قاعده برای توجیه قساوت و حفظ منافع عده‌ای خاص به کار گرفته می‌شود، نه برای عدالت فراگیر.

اوج تراژدی این صحنه در آن است که عسسِ بخت‌برگشته، آن مرد غریب را به اتهام دزدی و همدستی با انبوه دزدان، مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد، با این تصور که او نیز از همان‌هاست. این بیت، به درستی نشان‌دهندهٔ فشاری است که از بالا به پایین اعمال می‌شود و چگونه نظامِ مسئولیت‌گریزی، فاجعه می‌آفریند. اهل دیوان بدون بررسی علل ریشه‌ای، صرفاً نتیجهٔ ظاهری (افزایش دزدان) را می‌بینند و مجری را مقصر می‌دانند. اما نقطهٔ محوری داستان پس از این، جایی است که صدق و راستگویی آن مرد غریب، دلِ عسس را می‌گشاید و به او آرامش می‌بخشد. این همان تقابل میان فریبندگیِ ظواهر و آرامش‌بخش‌بودنِ صدق است که مولانا همواره بر آن تأکید دارد: «دل بیارامد به گفتار صواب / آنچنان که تشنه آرامد به آب.» در نهایت، این حکایت از آن رو در مثنوی می‌آید که ما را به ژرفای تمایز صدق و کذب رهنمون سازد؛ صدق، حتی در دلِ تاریکیِ سرزنش و بی‌عدالتی، راه را روشن می‌کند.

نکات کلیدی

  • بیت، نمونه‌ای از مسئولیت‌گریزی قدرت‌های حاکم و فرافکنی مشکلات سیستمی به کارگزاران اجرایی است.
  • مقامات بالادست، ضعف ساختاری را به بی‌کفایتی یا تبانی نیروهای میدانی نسبت می‌دهند تا ثروت خواص محفوظ بماند.
  • تهدید و فشار از بالا، مجریان را به سمت قساوت و بی‌عدالتی با مردم سوق می‌دهد.
  • این حکایت، تقابل میان تقصیرات ظاهری (افزایش دزدان) و حقیقت پنهان (بی‌گناهی مرد غریب) را برجسته می‌کند.
  • مولانا با این داستان، زمینه‌ساز اثبات قدرت صدق و آرامش‌بخش بودن گفتار حق می‌شود، حتی در برابر سوءظن و خشونت.
  • داستان نشان می‌دهد چگونه اولویت‌دادن به منافع «مُحتشم» (خواص) به جای «عامه» (مردم عادی) منجر به ظلم و سرکوب می‌شود.

Sources: d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:57:25 d6-s95 · 02:00:00 d6-s95 · 02:02:40 d6-s95 · 02:07:00

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.