Läs Daftar 6 Fågelns diskussion med jägaren om asketism och betydelsen av den asketism som Profeten (frid vare med honom) förbjöd sin umma, nämligen: Det finns ingen asketism i islam. Vers 535

M6:535 — آن زمان که حرص جنبید و هوس / آن زمان می‌گو کای فریادرس

آن زمان که حرص جنبید و هوسآن زمان می‌گو کای فریادرس
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:535

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن لحظه که حرص و هوس در تو بیدار شد، در همان دم بگو: ای دادرس! معنا: بیت می‌گوید که باید پیش از آنکه حرص و هوس ما را به دام اندازند، از خداوند طلب کمک کنیم، نه بعد از گرفتار شدن.

شرح

مولانا، در این بیت برجسته، به قلب آموزه‌ای حیاتی از اخلاق و عرفان چنگ می‌اندازد: ضرورت اقدام پیش‌گیرانه در برابر وسوسه‌ها و لغزش‌ها. این بیت، بخشی از داستان مرغی است که به طمع دانه، به دام می‌افتد و سپس، در حال درماندگی، شروع به خواندن یاسین و انعام می‌کند. اما مولانا با قاطعیت می‌گوید که این توسل‌ها در لحظهٔ گرفتاری بی‌اثر است.

من این بیت را بی‌شک در زمرهٔ حکمت عملی مولانا می‌گذارم. او به ما می‌آموزد که فریادرس خواستن حقیقی، نه پس از افتادن در چاه، بلکه در لحظهٔ آغازینِ جوششِ «حرص و هوس» است. پیش از آنکه این میل‌های درونی زمام اختیار را از کف ما بربایند، باید به طلب یاری برخیزیم. «بعد درماندن چه افسوس و چه آه / پیش از آن بایست این دود سیاه»، این تمثیل مولانا بسیار گویاست: دود سیاهی که از دل برمی‌خیزد و نشان از سوختن و هشدار دارد، باید پیش از واقعه باشد، نه بعد از آن.

این همان «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد» است که در فرهنگ ما ریشه دوانده. مولانا از ضرب‌المثل عربی «پیش از خرابی بصره» نیز بهره می‌گیرد تا این نکته را پررنگ کند: پیش از آنکه کار از کار بگذرد، پیش از اینکه بصرهٔ وجود ما، یعنی آبادانی عقل و اختیارمان، به دست حرص و هوس ویران شود، باید چاره‌ای اندیشید.

همین مضمون را مولانا با حکایت پاسبان بی‌خیال کاروان به اوج می‌رساند. پاسبانی که در زمان حمله دزدان خاموش می‌ماند و چون کاروان غارت شد، تازه به «هی‌های و چوبک زدن» می‌افتد. کاروانیان به او می‌گویند: «آن زمان از ترس بستم من دهان / این زمان چندان که خواهی هی کنم». این دقیقاً مصداق عملِ پس از فوت وقت است. حرص و هوس، دزدانِ اصلیِ کاروانِ وجودِ ما هستند و اگر در لحظهٔ هجوم آن‌ها «فریادرس» نطلبیم، نوحه‌خوانی پس از غارت، بی‌فایده خواهد بود. مولانا اینجاست که ما را از بیهودگیِ درماندگیِ پس از عمل برحذر می‌دارد و به هوشیاریِ لحظه‌به‌لحظه فرامی‌خواند.

نکات کلیدی

  • اهمیت اقدام پیشگیرانه در مواجهه با وسوسه‌ها و خواسته‌های نفسانی.
  • فریادرس خواستن از خداوند باید در لحظهٔ جوشش حرص و هوس باشد، نه پس از ارتکاب خطا.
  • بی‌اثر بودن پشیمانی و توسلِ دیررس در برابر نتایج حتمی سوءِ عملکرد.
  • مقایسه با ضرب‌المثل‌های 'علاج واقعه قبل از وقوع' و 'پیش از خرابی بصره' که بر هوشیاری زودهنگام تأکید دارند.
  • خطر واقعی، نه از دشمن بیرونی، بلکه از حرص و هوس‌های درونی است که کاروان وجود را غارت می‌کنند.

Sources: d6-s12 · 00:32:00 d6-s12 · 00:35:25 d6-s12 · 02:05:04

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.